Softestan Download Center | دانلود نرم افزارهای جدید Softestan Download Center | دانلود نرم افزارهای جدید
Home
منوی کاربری


این سایت را به صفحات مورد علاقه تان اضافه کنید!     با ما تماس بگیرید!    Print This Page    Save This Page    این سایت را صفحه خانگی خودتان کنید!

 پیغام مدیر : مرا کسی نساخت، خدا ساخت، نه آنچنان که کسی می خواست که من کسی نداشتم. کسم خدا بود، کس بی کسان. در باغ بی برگی زادم و در ثروت فقر غنی گشتم و از چشمه ایمان سیراب شدم و در هوای دوست داشتن دم زدم و در آرزوی آزادی سر برداشتم و در بالای غرور قد کشیدم و از دانش طعامم دادند و از شعر شرابم نوشاندند و از مهر نوازشم کردند تا : حقیقت دینم شد و راه رفتنم و خیر حیاتم شد و کار ماندنم و زیبایی عشقم شد و بهانه زیستنم!
خداوندا : برای همسایه كه نان مرا ربود، نان !! برای عزیزانی كه قلب مرا شكستند، مهربانی !! برای كسانی كه روح مرا آزردند بخشش !! و برای خویشتن خویش ، آگاهی و عشق می طلبم...


زبان های دیگر سایت
ترجمه به زبان انگلیسی ترجمه به زبان عربی ترجمه به زبان آلبانیایی ترجمه به زبان بلغاری ترجمه به زبان کاتالان ترجمه به زبان چینی
ترجمه به زبان چکی ترجمه به زبان دانمارکی ترجمه به زبان هلندی ترجمه به زبان استونیایی ترجمه به زبان فیلیپینی ترجمه به زبان فنلاندی
ترجمه به زبان آلمانی ترجمه به زبان یونانی ترجمه به زبان هندی ترجمه به زبان مجاری ترجمه به زبان اندونزیایی ترجمه به زبان ایتالیایی
ترجمه به زبان ژاپنی ترجمه به زبان کره‏ای ترجمه به زبان لاتویایی ترجمه به زبان لیتوانیایی ترجمه به زبان مالتی ترجمه به زبان لهستانی
ترجمه به زبان پرتغالی ترجمه به زبان رومانیایی ترجمه به زبان روسی ترجمه به زبان صربستانی ترجمه به زبان اسلواکیایی ترجمه به زبان اسلووِنیایی
ترجمه به زبان اسپانیایی ترجمه به زبان سوئدی ترجمه به زبان تایلندی ترجمه به زبان ترکی ترجمه به زبان اوکراینی ترجمه به زبان ویتنامی


  از این پس شما می‏توانید وب سایت سافتستان را علاوه بر زبان شیرین فارسی، با 36 زبان دیگر دنیا مشاهده کنید


طالع بینی سایت

آدرسهای ورود

بازی آنلاین


عاشقانه


تبلیغات


سایت دوستیابی لاوستان
بزرگترین سیستم دوستیابی كاملا فارسی و رایگان در ایران...امروز عضو شوید فردا دیر است

قابل توجه تمام دوستان
تبلیغ سایت یا وبلاگ شما در این محل با كمترین قیمت.
فقط با $ تومان در ماه.
این فرصت را از دست ندهید
softestan@gmail.com
مدیریت سافتستان

میلیونر شوید
سیستم پیشرفته همكاری در فروش دلبر ، با اجناس متفاوت و جذاب و سود عالی برای وب مستران عزیز


نمایش مطالب در سایت شما

رادیو سافتستان



ساز شكسته


سینمای سایت


جستجو


Custom Search


تبلیغات


دست نوشته


خدایا کفر نمی‌گویم، پریشانم، چه می‌خواهی‌ تو از جانم؟! مرا بی ‌آنکه خود خواهم اسیر زندگی ‌کردی. خداوندا! اگر روزی ‌ز عرش خود به زیر آیی لباس فقر پوشی غرورت را برای ‌تکه نانی ‌به زیر پای‌ نامردان بیاندازی‌ و شب آهسته و خسته تهی‌ دست و زبان بسته به سوی ‌خانه باز آیی زمین و آسمان را کفر می‌گویی نمی‌گویی؟! خداوندا! اگر در روز گرما خیز تابستان تنت بر سایه‌ی ‌دیوار بگشایی لبت بر کاسه‌ی‌ مسی‌ قیر اندود بگذاری و قدری آن طرف‌تر عمارت‌های ‌مرمرین بینی‌ و اعصابت برای‌ سکه‌ای‌ این‌سو و آن‌سو در روان باشد زمین و آسمان را کفر می‌گویی نمی‌گویی؟! خداوندا! اگر روزی‌ بشر گردی‌ ز حال بندگانت با خبر گردی‌ پشیمان می‌شوی‌ از قصه خلقت، از این بودن، از این بدعت. خداوندا تو مسئولی. خداوندا تو می‌دانی‌ که انسان بودن و ماندن در این دنیا چه دشوار است، چه رنجی ‌می‌کشد آنکس که انسان است و از احساس سرشار است…


صفحات سایت


  ...  7  8  9  10  11  12  13  ...  

لینک به ما / لوگوی دوستان

لینک به ما



لوگوی دوستان




برای تبادل لوگو ابتدا لوگوی سافتستان را در سایت خود قرار داده سپس به مدیر سایت ایمیل بزنید و یا در قسمت نظرات اعلام كنید


آمار سایت


امروز :
كل مطالب :
كل بازدید ها :
تاسیس سایت : 18/06/84
بیشترین آنلاین : 207
Page Ranking Tool





تبلیغات



پیام های بازرگانی

 فروشگاه اینترنتی دلبر - خرید پستی زیور آلات و جواهر آلات | مدیر سایت ,



نوشته شده توسط یاسین قاسمی در 1390/09/9 و ساعت 13:30
ویرایش شده در 1390/10/16 و ساعت 23:54
لینک ثابت | نظرات

 گربه را پیدا کنید ؟!/ معمای تصویری | زنگ تفریح ,

گربه رو در عکس زیر پیدا کنید اگر تنوستید پیدا کنید چشماتون نیاز به چشم پزشک داره

گربه وجود دارد......

معما


نوشته شده توسط یاسین قاسمی در 1390/10/22 و ساعت 14:07
ویرایش شده در - و ساعت -
لینک ثابت | نظرات

 عکس/ شاهکار لکسوس برای 2012 | راهنمای خودرو ,

لکسس شاهکار طراحی خود برای سال2012 را به نمایش گذاشت

لکسس


نوشته شده توسط یاسین قاسمی در 1390/10/22 و ساعت 14:06
ویرایش شده در - و ساعت -
لینک ثابت | نظرات

 اس ام اس فلسفی و جملات زیبا دی ماه ۹۰ | اس ام اس و عاشقانه ,

دهانتان را به اندازه ای باز کنید که حرف در دهانتان نگذارند . . .

.

.

.

اس ام اس فلسفی

زمانیکه خاطره هایت از امیدهایت قوی تر شدند

بدان که دوران پیریت اغاز شده است . . .

.

.

.

دهان مردم دروازه ایست که بستن آن دشوار است

ولی می توانی با ادامه ی کاری که موجب گشودن دهانشان شده آنها را بسوزانی

.

.

.

پیامک فلسفی

حلقه ازدواج باید در فکر انسان باشد نه در انگشت دست چپش . . .

.

.

.

تمام تاریخ عبارت است جنگ سربازانی که همدیگر را نمیشناسند

و با هم میجنگند برای دو نفر که همدیگر را میشناسند و نمیجنگند . . .

.

.

.

بدترین خطایی که مرتکب می شویم ، تــوجه به خطای دیگران است . . .

.

.

.

جاده های زندگی را خدا هموار می کند

کار ما فقط برداشتن سنگ ریزه هاست . . .

.

.

.

مردی و نامردی، جنسیت سرش نمی شود

معرفت که نداشته باشی ، نامردی . . .

.

.

.

تونل ها ثابت کردند که حتی در دل سنگ هم ، راهی برای عبور هست ...

ما که کمتر از آنها نیستیم ، پس نا امیدی چرا . . . ؟

.

.

.

گاهی اوقات

آدم از آن دسته چیزهای بد دیگران ابراز انزجار می کند که در خودش وجود دارد . . .

(دکتر شریعتی)

.

.

.

بعضی هایمان شانس گفتن کلماتی را داریم که برخی دیگر حسرتش را

مثل : بابا، مامان، پدربزرگ . . .

( آلبرت انیشتین)

.

.

.

با عقلت ، دلبستگی های دنیوی را از خود دور کن ،

وگرنه این دلبستگی هایت هستند که عقلت را از تو دور می کنند . . .

.

.

.

مدیر خوب، یک نقطۀ مثبت در فرد پیدا می کند و روی آن کار می کند.

ولی مدیر بد، یک نقطه ضعف در فرد پیدا می کند و به آن گیر می دهد . . .

.

.

.

در زندگی تان! نقش نیشهای مار " ماروپله" را بازی نکنید

شاید دیگر توان دوباره بالا آمدن از نردبان را نداشته باشد،

همان کس که به شما اعتماد کرده بود . . .

.

.

.

درمقابل سختیها همچون جزیره اى باش که دریا هم با تمام

عظمت وقدرت نمى تواند سر او را زیر آب کند . . .

.

.

.

عفت در زن مانند شجاعت است در مرد

من از مرد ترسو همچنان متنفرم که از زن نانجیب

(ناپلئون بناپارت)

.

.

.

ناامیدی اولین قدمی است که شخص به سوی گور برمی‌دارد . . .

.

.

.

خواستنی بودن رازی ندارد.

بدون اینکه در مورد دیگران قضاوت کنی به آنها نگاه کن

دنیا را همانگونه که هست ببین . . .

.

.

.

دیگران برای خوابیدن قصه می گویند،ما قصه خود را می گوییم که دیگران بیدار شوند . . .

.

.

.

همیشه بیشتر افکار صرف جفت و جور کردن حرف هایی می شود که هرگز بر زبان جاری نمی شود

.

.

.

" رنجدیده ! اگر بکوشی تا چیزی از مال خویش را به مردم بذل کنی بی تردید رستگاری "

(جبران خلیل جبران)

.

.

.

کارمندان نابکار ، از دزدان و آشوبگران بیشتر به کشور آسیب می رسانند

(ارد بزرگ)

.

.

.

بهتراست منفورباشی به خاطر چیزی که هستی تا محبوب باشی به خاطرچیزی که نیستی . . .

.

.

.

نگفتن، صلاح است، کم گفتن طلا است، پر گفتن، بلا است . . .
نوشته شده توسط یاسین قاسمی در 1390/10/22 و ساعت 14:03
ویرایش شده در - و ساعت -
لینک ثابت | نظرات

 حجاب متفاوت مجریان زن در شبکه های ماهواره ای ایران! + عکس | سینما ,

شما یادتان نمی‌آید، یک خانم شاقول بود، «ایران شاقول»، اخبارگوی تلویزیون، با روسری اخبار می‌گفت، محکم و متین و با وقار، تا همین اواخر‌ هم بود، بازنشست شد یا هرچی دیگر نمی‌دانم، دهه هفتاد و هشتاد، مجری‌ها خودی‌تر شدند – به جز حیاتی که حق آب و گلش در رسانه ملی به قرینه معنوی، جای محاسن نشسته است-، مجری‌های محجبه و با ظاهر استاندارد در قاب تلویزیون بیشتر و بیشتر شدند، کسی هم‌مخالفت نکرد.
گذشت و گذشت تا اینکه همین دو‌سال پیش اول اسم مجریان مونث را از زیرنویس اخبار حذف کردند و بعد اسم کوچک آقایان را هم حتی! حالا دلیلش چه بود نمی‌دانیم، اینکه مثلا جلوگیری کنند از اینکه کسی با دیدن اسم مهناز یا اکبر توی تلویزیون اتفاقی برایش بیفتد یا… معلوم نبود، بازهم کسی چیزی نگفت و مخالفتی نکرد، گذشت و گذشت تا اینکه سیستم تلویزیون دیجیتالی آمد و مردم داخل هم توانستند-اولین بار به‌طور قانونی و نه یواشکی- شبکه‌های برون مرزی را هم ببینند.

حجاب متفاوت مجریان زن در شبکه های ماهواره ای ایران! + عکس | عکس FarsPatogh.Com

اما حالا یک سوال پیش آمده است… سوال هم که می‌دونی؟ نپرسیدن و ندونستن جوابش عیب است، سوال خیلی ساده است، اگر شبکه‌های داخلی –با هر توجیه درست یا نادرست-این لایف استایل رسانه‌ای را انتخاب کردند برای خودشان، پس چرا شبکه‌هایی مثل جام جم و پرس.تی.وی و العالم و…هوای دیگری دارند در این بام مشترک؟خارجی ها به ما محرم تر هستند؟ ایرانیان خارج کشور چشم پاک تر هستند؟ اشکالی ندارد خارجی‌ها و ایرانیان مقیم خارج اسم کوچک بانوان و آقایان مجری رسانه ملی را بدانند؟ قضیه چیست؟ به قول بچه‌های واحد مرکزی خبر در دهه شصت: «چه کسی پاسخگوست؟»


نوشته شده توسط یاسین قاسمی در 1390/10/22 و ساعت 10:25
ویرایش شده در - و ساعت -
لینک ثابت | نظرات

 تاثیر دانشگاه‌های تک جنسیتی بر دختران | اخبار اینترنت ,

بر اساس این تحقیق که در مدت 5 سال انجام شده است دختران در کلاس های تک جنسیتی از اعتماد به نفس بالاتری برخوردار هستند.

به گزارش باشگاه خبرنگاران، بر اساس جدیدترین تحقیقات به عمل آمده بر روی 800 دانشجوی رشته های تجارت و اقتصاد در کشور انگلستان، دختران در دانشگاه ها و کلاس های تک جنسیتی عملکرد بهتری دارند. بر اساس این تحقیق که در مدت 5 سال انجام شده است دختران در کلاس های تک جنسیتی از اعتماد به نفس بالاتری برخوردار هستند.

در این تحقیق دانشجویان به 3 گروه "فقط پسر"، "فقط دختر" و "مختلط" تقسیم شدند. نمره دانشجویان پسر چه در کلاس های مختلط و چه در کلاس های فقط پسر تغییری نداشته است و همچنین نمره دانشجویان دختر نیز در کلاس مختلط تغییری نداشته است. اما در گروه دانش آموزان فقط دختر یک افزایش 7.5 درصدی در نمره دختران مشاهده شده است.

در ادامه نتایج تحقیقات این گونه آمده است که دانشجویان دختر در گروه فقط دختر با نظم بهتری در کلاس ها شرکت کرده و کمتر غایب می شدند.در زمینه کلاس هایی که اجبار برای حضور دانشجویان وجود دارد دانشجویان دختر در گروه فقط دختر در 71 درصد کلاس ها حضور می یابند و این درحالی است که این عدد برای دانشجویان دختر در گروه مختلط 63 درصد است.

به عقیده کارشناسان این حضور بیشتر و مرتب تر در کلاس ها علت نمرات بهتر دانشجویان دختر در گروه تک جنسیتی است. "ائمیلا ماتی" دانشجوی دختر 20 می گوید:من در سال گذشته تجربه یک کلاس تک جنسیتی را داشتم و باید بگویم که این کلاس بهترین کلاس برای من بود. ما خیلی راحت تر به پای تخته می رفتیم و جو صمیمی تر نیز بر کلاس حاکم بود.


نوشته شده توسط یاسین قاسمی در 1390/10/22 و ساعت 10:18
ویرایش شده در - و ساعت -
لینک ثابت | نظرات

 افشای جنایات هولناک قاچاقچیان توسط سحر دختر فراری ازاصفهان | اخبار اینترنت ,

سحر دختر معتادی که به دلیل اعتیاد با یکی از باندهای موادمخدر همکاری می کرد وقتی وحشیگری های اعضای این باند برای رسیدن به منافع شخصی خود را دید تاب نیاورد و با مراجعه به یکی از کلانتری های شهر اصفهان از جنایت های این باند پرده برداشت.

حدود دوسال پیش دختر جوانی با نام سحر با دست و پای لرزان و در حالی که اشک از گونه هایش سرازیر می شد در یکی از کلانتری های شهر اصفهان حاضر شد و از راز جنایت های هولناک یک باند قاچاق موادمخدر پرده برداشت که بلافاصله ماموران پلیس مبارزه با موادمخدر استان دست به کار شدند و با همکاری وی اعضای اصلی این باند را در کوتاه ترین زمان دستگیر کردند و تحویل مراجع قضایی دادند.اما ماجرا از این قرار بود که سحر دختر دبیرستانی موفق در درس و مدرسه به دلیل رفت و آمد با دوستان ناباب و مشکلاتی که در خانواده داشت با موادمخدر آشنا می شود و با تشویق و ترغیب گروه دوستان مصرف تریاک را به صورت تفننی آغاز می کند.

فرار از خانه

اما مصرف تفننی تبدیل به اعتیاد می شود و با شدت گرفتن مصرف مواد و درگیری پدر و مادرش در خانه، سحر ازمنزل فرار می کند و با یکی از دوستان نابابش به یکی از شهرهای شرقی کشور می رود.او که در آن شهر کسی را نداشت و غریب بود هم احتیاج شدیدی به مواد مصرفی داشت با خانواده ای آشنا می شود که در کار توزیع موادمخدر فعالیت می کنند به پیشنهاد آنها و اصرار دوستش به همکاری با این خانواده مشغول می شود و توسط آنها مواد مصرفی خود را تامین می کند تا این که در اثر عوارض ناشی از اعتیاد دیگر از زیبایی او هم چیزی نمی ماند و به پیشنهاد اعضای باند شروع به قاچاق موادمخدر می کند.

سحر هروئین ها را به بسته های چند گرمی تقسیم می کرد و در چند لایه پلاستیک می پیچید و آنها را به شیوه های مختلف وارد بدن خود و با وسایل نقلیه عمومی به شهر اصفهان منتقل می کرد.در یکی از سفرها دختری همراه سحر بود که او نیز سرنوشتی شبیه به سحر داشت.

در یکی از این سفرها یکی از بسته های هروئین در میان راه در شکم آن دختر باز و او دچار مسمومیت می شود و به کما می رود. اعضای باند که متوجه این اتفاق می شوند از ترس گرفتارشدن به دست پلیس به جای انتقال آن دختر به بیمارستان او را در بیابان های میان راه در خرابه ای می کشند، شکم او را پاره می کنند و مقدار نزدیک به ۵۰۰گرم هروئین بلعیده شده را از شکم آن دختر خارج می کنند.

سحر با دیدن این صحنه وحشتناک متحول می شود و پس از اتمام ماموریت آخر خود به پلیس مراجعه می کند و با همکاری او این باند جنایتکار منهدم می شود، ولی سحر با وجود تخفیف هایی که قاضی پرونده برای همکاریش با پلیس به او داد باید بهترین سال های عمر خود را در زندان سپری کند.


نوشته شده توسط یاسین قاسمی در 1390/10/22 و ساعت 00:47
ویرایش شده در - و ساعت -
لینک ثابت | نظرات

 مدل لباس جدید بازیگر زن معروف و جنجالی ایرانی + عکس | سینما ,

سحر قریشی از سوی مسولان ممنوع التصویر شده و فیلم ها و سریال هایی که درسال ۹۰ از ایشون ساخته شده فعلا اجازه پخش نداره...


تصویر در ادامه مطلب ...


ادامه مطلبنوشته شده توسط یاسین قاسمی در 1390/10/21 و ساعت 23:14
ویرایش شده در - و ساعت -
لینک ثابت | نظرات

 پزشک قلابی ۴۰ دختر جوان را مورد سوء استفاده قرار داد! | اخبار اینترنت ,

پزشک قلابی ۴۰ دختر جوان را مورد سوء استفاده قرار داد! | عکس FarsPatogh.Com

پزشک قلابی ۴۰ دختر جوان را مورد سوء استفاده قرار داد!

مردی که با جعل عنوان پزشک از ۴۰ دختر خواستگاری کرده و آنان را مورد سوء‌استفاده قرار داده بود به حبس، تبعید، شلاق و جزای نقدی محکوم شد.
دو سال قبل چند دختر جوان به پلیس مراجعه کردند و خبر دادند یک پزشک از آنها کلاهبرداری کرده و علاوه بر چندین میلیون تومان پولی که از آنها گرفته وعده‌های پوشالی هم به آنها داده است. یکی از این دختران به پلیس گفت دکتر جوان به نام شاهین به او وعده ازدواج داده و با وی رابطه برقرار کرده است.

در حالی‌که تحقیقات پلیس در این خصوص آغاز شده بود، چند دختر دیگر هم شکایتی مشابه را مطرح کردند. با به دست آمدن آدرس شاهین، متهم بازداشت شد. هرچند این مرد در بازجویی‌ها همه اتهامات وارده را انکار کرد، تحقیقات پلیس نشان داد این مرد ۴۱ساله سراغ دختران ثروتمند رفته و خود را متخصص اطفال معرفی ‌کرده‌ و به آنها پیشنهاد ازدواج ‌داده است.

بررسی‌ها فاش کرد این مرد با به دست آوردن اعتماد زنان از آنها پول می‌گرفت و از این راه میلیون‌ها تومان به جیب زده است. زمانی‌که ماموران نام شاهین را در سیستم هماهنگ پلیس بررسی کردند، هشت بار نام او روی صفحه نمایش رایانه نقش بست و مشخص شد شاهین پیش از این هشت مرتبه به جرم کلاهبرداری توسط ماموران بازداشت شده و مدت‌ها به خاطر جرایمی که انجام داده در زندان به سر برده است.

زمانی‌که مدارک پلیس برای اثبات جرم در برابر شاهین قرار گرفت، پزشک قلابی مجبور به اعتراف شد، او گفت: روش کارم این بود که ظاهری آراسته برای خودم درست می‌کردم و زمانی‌که دختری جوان را که معلوم بود ثروتمند است می‌دیدم، جلو می‌رفتم و خودم را دکتر متخصص اطفال معرفی می‌کردم و می‌گفتم از او خوشم آمده و می‌خواهم به خواستگاری بروم.

این مرد ادامه‌ داد: وقتی آدرس منزل دختر جوان را می‌گرفتم، قرار می‌گذاشتم و با گل و شیرینی به خواستگاری می‌رفتم و می‌گفتم مادرم پیر است و مریض شده و نتوانسته بیاید و برای مراحل بعدی حتما خواهد آمد. بعد هم برای اینکه بتوانم از طعمه‌ام پول بگیرم هربار نقشه‌ای می‌کشیدم، مثلا می‌گفتم مطبی خریده‌ام و چند میلیون تومان کم دارد و به این طریق پول می‌گرفتم.

شاهین در ادامه اعترافاتش گفت: با پول‌هایی که به دست آوردم یک پژو ۲۰۶ خریدم و از آن به بعد با ماشین راحت‌تر دختران را فریب می‌دادم. تحقیقات در مورد پرونده شاهین در حالی ادامه داشت که شاکیان دیگری هم به پلیس مراجعه و این مرد را به عنوان خواستگاری قلابی شناسایی کردند. در نهایت پرونده شاهین با ۴۰ شاکی به دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد و تعدادی از شاکیان در شکایت خود مدعی شدند شاهین به آنان تجاوز کرده است.

با ارسال این پرونده به شعبه ۷۷ دادگاه کیفری استان تهران قاضی ساعی و چهار مستشار دادگاه رسیدگی به آن را آغاز کردند. آنها با احضار شاهین از زندان درباره او تحقیق کردند. شاهین که دارای همسر و فرزند است، اتهام تجاوز را رد کرد و گفت: قبول دارم با بعضی از این دختران رابطه داشتم اما تجاوزی در کار نبود و با رضایت آنها رابطه برقرار کردم. بعد از برگزاری چندین جلسه بازجویی و بررسی گفته‌های متهم و شاکیان پرونده، وقت محاکمه تعیین شد.

در جلسه محاکمه شاکیانی که در دادگاه حاضر بودند، شکایت خود را مطرح کردند. یکی از شاکیان گفت: شاهین را در خیابان دیدم و با هم آشنا شدیم، او جلو آمد و گفت متخصص اطفال است و از من خوشش آمده و می‌خواهد به خواستگاری‌ام بیاید. چهره‌اش نشان نمی‌داد آدم کلاهبرداری باشد و من فکر می‌کردم آدم درست و حسابی است. آدرس خانه و شماره تلفن را دادم و گفتم در این‌باره با مادرم صحبت کند.

چند روز بعد او تماس گرفت و قرار خواستگاری را گذاشت و گفت با مادرش به خانه‌مان می‌آید. روز قرار او آمد، اما تنها بود وقتی از او پرسیدیم مادرش کجاست، گفت مادرش به شدت بیمار شده و چند هفته دیگر که بهتر شد، می‌آید. او خیلی مودب بود و خیلی با احترام صحبت کرد. خانواده من هم موافقت کردند ما در این مدت با هم ارتباط داشته باشیم و بیشتر همدیگر را بشناسیم تا مادر شاهین بهتر شود و به خواستگاری بیاید. در این مدت ما همدیگر را می‌دیدیم و شاهین خیلی با من مهربان بود و خیلی ابراز علاقه می‌کرد.

تا اینکه یک روز به من گفت از انگشتر من خوشش آمده و می‌خواهد شبیه آن را برای مادرش بخرد، او از من خواست انگشترم را به وی بدهم تا به طلاساز نشان دهد و یکی از روی آن برای مادرش درست کند. من هم قبول کردم. مدتی بعد از او انگشترم را خواستم، گفت هنوز دست طلاساز است و بعد از آن هم به طور عجیبی ناپدید شد و دیگر نه شاهین را دیدم و نه انگشتر را. تنها چیزی که از او داشتم یک شماره تلفن بود.

سایر شاکیان هم شکایت خود را مطرح کردند و توضیح دادند چطور شاهین با روش‌های مختلف از آنها پول گرفته و جواهرات‌شان را از چنگ‌شان بیرون‌ آورده است. آنها همچنین توضیحاتی را در مورد اینکه شاهین با آنها رابطه برقرار کرده بود به قضات دادند. سپس شاهین در جایگاه حاضر شد، او گفت: من گفته‌های شاکیان در مورد تجاوز را قبول ندارم.

آنها خودشان به این ارتباط رضایت داشتند. متهم برخی از اتهاماتش را در مورد سرقت اموال دختران قبول کرد. بعد از پایان جلسه محاکمه هیات قضات شعبه ۷۷ وارد شور شدند و شاهین را به جرم کلاهبرداری و سرقت به هفت سال حبس و دو سال اقامت اجباری و ۶۹ میلیون تومان جزای نقدی در حق دولت و به جرم رابطه نامشروع به ۹۹ ضربه شلاق و رد مال در حق شاکیان محکوم کردند.


نوشته شده توسط یاسین قاسمی در 1390/10/21 و ساعت 23:12
ویرایش شده در - و ساعت -
لینک ثابت | نظرات

 گلشیفته فراهانی: دو سال است از همسرم جدا شده ام ! | سینما ,

گفتگوی این بازیگر زن مشهور با امیر اصلانی خبرنگار اشپیگل یک محور دیگر هم دارد و ان ترسیم چهره ای مخوف از وزارت اطلاعات است . خانم فراهانی در بخشی از این مصاحبه ادعا می کند که یک مقام وزارت اطلاعات به او صراحتا گفته اهمیتی ندارد که هنرمندی! مثل او در ایران بماند و به اتهام زده اند که مادرش بهایی است !
گلشیفته فراهانی: دو سال است از همسرم جدا شده ام !

گلشیفته فراهانی بازیگر مشهور سینمای ایران که اکنون به شهرتش را مدیون بازی در دو فیلم ضد ایرانی است - نه بازی خوب در فیلمهای سینمایی - در گفتگو با هفته نامه آلمانی اشپیگل به صراحت گفته که در روزهایی که کشور درگیر جنگ هشت ساله با دشمن بود در پارتی شرکت می کرده و حالا هم دو سال است که از همسرش جدا شده است.

به گزارش البرزنیوز این بازیگر زن ، خودش فکر می کند به دلیل هنرمندی به بازی در فیلم های خارجی دعوت شده است حال آنکه او را اکنون جریان معاند بالای دست گرفته که این، نماد زن ایرانی است ! همان که نیمه عریان کنار مرد غربی دراز می کشد در تختخواب و از او بوسه می گیرد تا صحنه در بیاید !

گفتگوی این بازیگر زن مشهور با امیر اصلانی خبرنگار اشپیگل یک محور دیگر هم دارد و ان ترسیم چهره ای مخوف از وزارت اطلاعات است . خانم فراهانی در بخشی از این مصاحبه ادعا می کند که یک مقام وزارت اطلاعات به او صراحتا گفته اهمیتی ندارد که هنرمندی! مثل او در ایران بماند و به اتهام زده اند که مادرش بهایی است !

به گزارش البرزنیوز ،‌فراهانی به هفته نامه آلمانی می گوید اصلا سیاسی نیست و والدین و خواهرش برای دیدن او دائم در خط تهران - پاریس در رفت و آمد هستند ، و دلیل اینکه کسی انها را اذیت نمی کند این است که او فقط به هنر مشغول است ، اما در همین گفتگو تندترین حرفهای سیاسی را می زند و چیزی در توهین به مسئولان کم نمی گذارد.

خبرنگار هفته نامه آلمانی سپس درباره جدایی گلشیفته از همسرش می پرسد. او می گوید: زمانی که من ایران را ترک کردم با همسرم بودم و حتی دو سال نیز با هم در خارج از ایران زندگی کردیم اما حالا دیگر از هم جدا شده ایم. و البته توضیح بیشتری درباره چرایی این جدایی نمی دهد.

گزارش البرز حاکی است ، خبرنگار مجله آلمانی برای اینکه مصاحبه اش را با یک فضای عاطفی به پایان ببرد درباره مردی می پرسد که در فیلم "خورش آلو با مرغ"، از فرط عشق جان می دهد !
گلشیفته نیز از فرصت استفاده می کند و مردم ایران عاشقان بی نظیری در دنیا معرفی می کند که همه چیزشان را در راه عشق می دهند. او ضمنا در این فرصت با افتخار توضیح می دهد که در روزگاری که کشور درگیر جنگی هشت ساله بود به پارتی می رفته و می دانسته که ممکن است به زندان بیفتد اما با اینحال باز هم این کار را می کرده است !

خانم فراهانی انگار احساس امروز را پشت جمله هایی که قید دیروز دارد پنهان کرده و می گوید: در واقع چون دیگر اعتقاد چندانی به آینده امان نداریم، خیلی به زمان حال می اندیشیم و برایش ارزش قائلیم !

نوشته شده توسط یاسین قاسمی در 1390/10/21 و ساعت 18:11
ویرایش شده در - و ساعت -
لینک ثابت | نظرات

 فروش عجیب زنان برای مقاصد جنسی در اسرائیل!! (+عکس) | اخبار اینترنت ,

درحالی که فروشگاهها لباس های تن مانکن را برای فروش در ویترین با برچسب قیمت به معرض نمایش می گذارند در اسراییل اخیرا زنانی که از کشورهای مختلف قاچاق شده اند با برچسب قیمت برای تن فروشی در ویترین به نمایش گذاشته شده اند.
فروش عجیب زنان برای مقاصد جنسی در اسرائیل!! (+عکس) (۱۸+) | عکس FarsPatogh.Com
به نوشته این روزنامه، در ویترین فروشگاهی در ” مرکز خرید دیزین گوف” در تل اویو پایتخت اسراییل تابلویی نصب شده که بر روی آن نوشته شده است “زنان برای فروش بر حسب سلیقه شخصی”.
در این فروشگاه، هفت زن جوان با حالتی زننده درحالیکه بر روی آنها اتیکت قیمت زده شده است، در ویترین به نمایش گذاشته شده اند که نظر هر عابر پیاده ای را به خود جلب می کنند.
به نوشته قدسنا عابران در گفتگو با رسانه های اسراییلی گفته اند که ما ابتدا فکر می کردیم این زنان مانکنهای چوبی هستند که برای نمایش لباسها در ویترین قرار گرفته اند اما با جابجا شدن و پلک زدن آنها فهمیدیم که اینها انسان هستند. گفتیم شاید بجای مانکن های چوبی از این دخترخانم ها استفاده شده است پیگیرشدیم دیدیم خیر این ها برای فروش در ویترین مغازه قرارگرفته اند.
هاآرتض نوشت: بر روی اتیکت هر یک از زنان، سن، وزن و کشور محل تولد آنها درج شده است.تصاویر زیر گوشه هایی از برده فروشی مدرن در اسراییل مدعی دمکراسی را نشان می دهد که توسط پایگاه خبری گتی ایمیج منتشر شده است:

فروش عجیب زنان برای مقاصد جنسی در اسرائیل!! (+عکس) (۱۸+) | عکس FarsPatogh.Com
فروش عجیب زنان برای مقاصد جنسی در اسرائیل!! (+عکس) (۱۸+) | عکس FarsPatogh.Com

فروش عجیب زنان برای مقاصد جنسی در اسرائیل!! (+عکس) (۱۸+) | عکس FarsPatogh.Comفروش عجیب زنان برای مقاصد جنسی در اسرائیل!! (+عکس) (۱۸+) | عکس FarsPatogh.Com

فروش عجیب زنان برای مقاصد جنسی در اسرائیل!! (+عکس) (۱۸+) | عکس FarsPatogh.Com

اصلاحیه:
بالاگرفتن فحشا در سرزمین‌های فلسطین اشغالی توسط صهیونیست‌ها و افزایش قاچاق زنان به اسرائیل غاصب موجب اعتراض اسرائیلی‌ها شده است.
یک انجمن در اعتراض به بالا گرفتن فحشا و قاچاق زنان در اسرائیل هفت نفر از اعضای خود را در یک مرکز خرید بزرگ در ویترین شیشه‌ای گذاشته است و این افراد علاوه بر ذکر مشخصات خود قیمتی هم بر روی خود گذاشته‌اند.

این کار موجب استقبال بسیاری از مردم شده است و آنها نیز به شدت به انتقاد از قاچاق زنان به اسرائیل پرداختند.

این حرکت اعتراضی که در رسانه‌ها دنیا بازتاب بسیار گسترده‌ای داشت، متاسفانه با ترجمه غلط یکی از سایت‌های خبری داخلی اینگونه در بسیاری از سایت‌های خبری ایران منعکس شده است که :درحالی که فروشگاهها لباس های تن مانکن را برای فروش در ویترین با برچسب قیمت به معرض نمایش می گذارند در اسراییل اخیرا زنانی که از کشورهای مختلف قاچاق شده اند با برچسب قیمت برای تن فروشی در ویترین به نمایش گذاشته شده اند.

آنها همچنین برای این خبر تیتر بازار برده فروشی مدرن در اسراییل را برگزیده‌اند.


نوشته شده توسط یاسین قاسمی در 1390/10/21 و ساعت 18:02
ویرایش شده در - و ساعت -
لینک ثابت | نظرات

 حکایت ملانصرالدین و همسرش | داستان ,

روزی همسر ملانصرالدین از او پرسید: فردا چه می کنی؟

گفت: اگر هوا آفتابی باشد به مزرعه می روم و اگر بارانی باشد به کوهستان می روم و علوفه جمع می کنم.

همسرش گفت: بگو ان شاءا...

او گفت: ان شاءا... ندارد فردا یا هوا آفتابی است یا بارانی.

از قضا فردا در میان راه راهزنان رسیدند و او را کتک زدند.

ملانصرالدین نه به مزرعه رسید و نه به کوهستان و مجبور شد به خانه بازگردد.

همسرش گفت: کیست؟

او جواب داد: ان شاءا... منم.


نوشته شده توسط یاسین قاسمی در 1390/10/21 و ساعت 11:22
ویرایش شده در - و ساعت -
لینک ثابت | نظرات

 یک تکنیک جالب زردچوبه‌ای برای نرمی و شفافیت پوست | پزشکی و سلامت ,

اگر احساس کردید که پوستتان به طور غیرمعمولی تیره شده وتلاش می‌کنید که رنگ آن روشن و درخشان شود، می‌توانید برای رسیدن به هدفتان به ادویه زردچوبه اعتماد کنید.

شبکه خبری تورنتو نیوز در مقاله جدیدی دراین ‌باره آورده است: زردچوبه تاثیرات درمانی بسیاری دارد و یکی از پرمصرف‌ترین ادویه‌ها در غذاهای هندی است. در این مقاله به خصوص روی تاثیر مطلوب این ادویه بر سلامت و شفافیت پوست تمرکز شده است.

به این ترتیب اگر مایل هستید تیرگی پوست خود را برطرف کنید، مقدار کمی پودر زردچوبه را با آب‌ خیار و آب لیمو مخلوط کرده و این مخلوط را روی پوست خود بمالید. پس از 15 دقیقه پوستتان را با آب بشویید. اگر می‌خواهید از این روش نتیجه مطلوب را بگیرید، هر روز آن را تکرار کنید تا شاهد تغییرات چشمگیری باشید. همچنین مالیدن مخلوطی از زردچوبه و مقدار کمی خامه بر روی پوست این بافت را نرم و انعطاف‌پذیر می‌کند.


نوشته شده توسط یاسین قاسمی در 1390/10/21 و ساعت 11:21
ویرایش شده در - و ساعت -
لینک ثابت | نظرات

 عکسهای جدید نیوشا ضیغمی و همسرش و جزئیات آشنایی و ازدواج آنها! | سینما ,

ePatogh.CoM | پاتوق اینترنتی

نیوشا ضیغمی بازیگر جوان و شناخته شده ای است که به مانند چهره اش،شخصیتی بسیار آرام و البته متین دارد.به شدت تابع اصول اخلاقی است و برخلاف دیگر ستارگان سینما،افتاده و متواضع.شاید خدا پاسخ مهربانی های او را با اعطای همسری مهربان تر به او داد.ضیغمی را این روزها در فیلم “پرتقال خونی” مشاهده می کنیم که علیرغم بازی در آن،به همراه همسرش به عنوان یکی از سرمایه گذاران فیلم نیز مطرح است.به گزارش پرشین وی به نقل از کافه سینما ،به همین بهانه با نیوشا ضیغمی و آرش پولادخان به گفت و گو نشستیم تا از این فیلم بگوییم و بشنویم که البته سخنانمان به زندگی مشترک آنها و حواشی پیرامونشان هم کشیده شد.خواندن این گفت و گوی جالب را به شما پیشنهاد می کنیم.

ePatogh.CoM | پاتوق اینترنتی

خانم ضیغمی بعنوان سوال اول به ما بگوئید طرح اولیه “پرتقال خونی” چه جذابیتی داشت که شما را مجاب به بازی و سرمایه گذاری در این فیلم کرد؟

البته قرار بود در ابتدا فیلمی ساخته شود به نام “تلکه” که درونمایه ای کمدی داشت و ماجرای آن مربوط به دو دختر بود که از مردان ثروتمند تلکه می کردند.زمانی که این طرح نوشته شد قرار بر این شد که آقای الوند آن را کار کنند،ما این طرح را به ارشاد فرستادیم اما ارشاد معتقد بود که چون آقای الوند چند سالی از سینما دور بودند،بهتر است که با یک فیلم جدی به عرصه بازگردند،ضمن اینکه حال و هوای آن فیلمنامه شبیه فیلم “تسویه حساب” بود.به گزارش پرشین وی به نقل از کافه سینما ، بنابراین “پرتقال خونی” جایگزین “تلکه” شد.آقای عباسی ایده اولیه را نوشتند.جذابیت آن طرح در برخورداری از حال و هوای به روز جامعه ما بود.وقتی فیلمنامه نوشته شد دیدم در آن به نوعی سرگشتگی های نسل جوان و حال و هوایی که دارند،نمود خوبی دارد.اساسی ترین مشکل اجتماع ما که تزلزل بنیان خانواده است در آن به خوبی نشان داده شده و به همین دلیل است که وقتی به شخصیتهایش نگاه می کنیم می بینیم که تمامشان از مشکلات خانوادگی رنج می برند.”پرتقال خونی” شاید در ظاهر نشاندهنده اثری باشد که مثلث عشقی را برای ما تداعی می کند اما در جایگاه واقعی،کاراکترهای فیلم دچار بحرانهای خانوادگی ای هستند که آنها را دچار عدم سلامت روانی کرده است.

آقای الوند گفته که طرح اولیه “پرتقال خونی” جذابیتی داشت که فیلمنامه فعلی، فاقد آن جذابیت است.کمی در این باره توضیح می دهید؟

ساختار اولیه طرح تغییری نکرد.من چند روز پیش مصاحبه ای از آقای الوند خواندم که بسیار سوپرایز شدم.راستش اصلا متوقع نبودم که آقای الوند با این تجربه چندین ساله،با این حرفها بنیان فیلم را زیر سوال ببرند.

البته آقای الوند این را هم گفته که علاقه داشته کیانیان به همراه ترانه علیدوستی،بازیگران “پرتقال خونی” باشند.

بله مجموعه این حرفها یا سخنان خود آقای الوند بوده و یا آن خبرنگار،مصاحبه را بد پیاده کرده است که امیدوارم مورد دومی صحت داشته باشد چون چند روز قبل تر از این مصاحبه،نشست پرسخ و پاسخ فیلم در فرهنگسرای رازی برگزار شد که آقای الوند در آنجا رضایت خود را از فیلم اعلام کرد.من خودم احترام ویژه ای برای آقای کیانیان قائلم و بازی ایشان را بسیار دوست دارم اما اصلا نمی شود از بازی درخشان “فریبرز عرب نیا” در فیلم “پرتقال خونی” به این سادگی ها گذشت و آنرا نادیده گرفت.آقای عرب نیا از جمله بازیگرانی است که حضورش برای یک فیلم سینمایی جزو برکات آن اثر به حساب می آید.ایشان سینما را به خوبی می شناسند و جزو حرفه ای ها هستند.باور کنید من نمی توانم جز آقای عرب نیا تصویر دیگری از بازیگر نقش والا رادمنش داشته باشم.به گزارش پرشین وی به نقل از کافه سینما ،من اینقدر شهامت و درایت حرفه ای دارم که از کاری که کرده ام حمایت کنم.خانم علیدوستی جزو بازیگران توانای سینمای ما هستند اما هر بازیگری سبک و سیاق،فیزیک و ادبیات بازیگری خودش را دارد.

در مورد جذابیت طرح هم باید بگویم دختر در طرح اولیه “پرتقال خونی” ابتدا به طرف پول و ثروت مرد اول تمایل پیدا می کرد و سپس مجذوب زیبایی مرد دوم داستان می شد.اما داستان محوری فیلمنامه فعلی عمق بیشتری نسبت به آن طرح پیدا کرد.

آرش:من هم بابت این حرفهایی که گفته شد از آقای الوند تعجب کردم.اگر از من به عنوان سرمایه گذار و یا اصلا به عنوان یک مخاطب عادی سینما سوال شود چه کسی برای نقش ترمه مناسب تر است، من نیوشا را انتخاب می کردم نه بخاطر اینکه همسرم است بلکه فیزیک و نوع بازی او بهترین بیان برای حالات ترمه بود.فیلم ما سلامت دارد و واقعا همه عوامل آن زحمت کشیدند که کار به بهترین شکل ممکن ساخته شود.البته باید بگویم فیلم نقایصی هم دارد که حقیقتا در زمان ساخت به چشم نمی آمد.

خانم ضیغمی،با اکران این فیلم،حواشی بسیاری علیه شما به وجود آمد و خیلی ها در برابر شما،همسرتان و این فیلم گارد منفی گرفتند.شما علت این امر را در چه می دانید؟

باور کنید من هم نمی دانم علت این همه نقدهای مغرضانه علیه من چیست.من،نیوشا ضیغمی،تا قبل از “پرتقال خونی”،بیست فیلم بازی کرده ام،فیلم های پرفروش بسیاری دارم و دو بار هم نامزد بهترین بازیگر جشنواره فیلم فجر شده ام اما دوستان انگار همه اینها را فراموش کرده اند و به این موضوع پرداخته اند که چون همسر من سرمایه گذار این فیلم بوده،من را در این فیلم بازی داده اند.انگار که قبل از این فیلم نیوشا ضیغمی ای وجود نداشته.تمام بحثها رفته به سمت حاشیه.ما دفتری تاسیس کردیم که گروهی جوان باانگیزه و با شعور کاری بالا،قصد تولید کارهای خوب را دارند؛قرار نیست هر فیلمی که در دفتر ما ساخته می شود را من بازی کنم.من از این برخورد شگفت زده ام.چرا اجازه نمی دهید با توجه به وضعیت وخیم سرمایه گذاری در سینمای ایران،حالا که یک نفر برای سرمایه گذاری آمده،در این ورطه بماند.روزی که من وارد این کار شدم،هیچ تحمیلی به گروه وارد نشد.اصلا روزی که آقای نشاط(تهیه کننده فیلم) با آقای الوند قرارداد بستند،قرار نبود آرش سرمایه گذار فیلم باشد.

حالا با توجه به جریاناتی که برای فیلم اتفاق افتاده،اگر باز هم به عقب برگردیم،آقای الوند را برای کارگردانی این فیلم پیشنهاد می دادید؟

پیسنهاد من برای کارگردانی این فیلم،آقای الوند یا آقای جیرانی بود چون سبک فیلمنامه به نوع کاری این دو نفر بیشتر متمایل بود.

آرش:من آمدم کاری را شروع کنم،حالا که کار تمام شده نمی خواهم بگویم کاش این فرد بود و آن فرد نبود.ماهیت کار اولم را خیلی دوست دارم.آقای الوند کارگردان بسیار بزرگی است،من هر چه در توانم بود انجام دادم.لوکیشنها خیلی زیاد بود،ما حتی برای این فیلم از اتومبیلهای شخصی مان نیز استفاده کردیم.مسلم است که من برای قدم اول نمی توانم “راه آبی ابریشم” را بسازم اما در آینده شاید بسازم.همین جا از آقای عرب نیا تشکر می کنم که لطف داشت و کمال همکاری را با پروژه به عمل آورد.

اگر اجازه بدهید به نقد فیلم بپردازیم:خانم ضیغمی شما احساس نمی کنید در یک سوم ابتدایی فیلم،رابطه ترمه و والا به صورت ناگهانی، خودمانی می شود و این دو خیلی نزدیک به یکدیگر نشان داده می شوند؟

اصلا قرار بود که فیلمنامه بر این مبنا نوشته شود که انگار ترمه به زندگی والا پرت می شود.شما ببینید اگر ترمه آن روز داخل هر ماشینی سوار می شد،دنیای دیگری رقم می خورد.والا شخصیت منطقی ای دارد اما برعکس او سیاوش،انسان سرگشته و شوریده ای است.ترمه،دختر تحصیلکرده و هنرمندی است که برخلاف جریان والا،رابطه اش با سیاوش به آرامی رقم می خورد و ریتمش کند است.

به نظر من فلاش فورواردهای متعدد فیلم،قصد این پرتاب شخصیتی را داشته و اینکه نخواسته رابطه کلیشه ای و زمانبر عاشق شدن دو نفر را نشان دهد.

بله کاملا همینطور است.

آیا “پرتقال خونی” را با توجه به استفاده از مولفه های قدیمی سینما،یک فیلمفارسی ساختارمند می دانید؟

ما در زندگی روزمره خودمان برخی واژه ها را به قدری تکرار می کنیم که بی آنکه در آن خصوص فکر کنیم ،به آنها عادت می کنیم.مفهوم فیلمفارسی هم دقیقا اینگونه شده.آدم می ترسد از این واژه استفاده کند چون همواره در مورد آثار بی کیفیت اطلاق می شود.ببینید ریتم “پرتقال خونی” شاید در جاهایی خوشایند مخاطب نباشد اما نمی توانیم به آن لقب فیلمفارسی دهیم.به گزارش پرشین وی به نقل از کافه سینما ،آقای الوند می گفت این اثر وقتی هندی می شود که والا بیاید یک عروسی برای ترمه و سیاوش بگیرد و بعد برای کادوی عروسی هم یک ماشین به آنها بدهد.بله اگر اینطور می شد،”پرتقال خونی” فیلمفارسی بود اما اتفاقات دیگری برای فیلم رقم خورد.”پرتقال خونی” یک اثر آبرومند در راستای سینمای تجاری است.

فیلم،دو غافلگیری خیلی خوب دارد،مخصوصا غافلگیری اول که ترمه به ارتباط سیاوش با والا پی می برد.سوال من اینجاست که با توجه به اهمیت موضوع،آیا احساس نمی کنید این غافلگیری کمی سبک نشان داده شد.آیا بهتر نبود به لحاظ تکنیکی روی این سکانس مانور بیشتری داده می شد؟

من خودم اگر فیلمساز بودم،دلم می خواست که آن سکانس چه از نظر پرداخت و چه از نظر نوع دکوپاژ،شوک آورتر ساخته شود.من و آرش در سینماهای مختلفی فیلم را دیدیم و متوجه سکوت عمیق مردم در این سکانس شدیم.

البته بزرگترین اشکال فیلم از نظر من،تدوین آن است.قطع ناگهانی و حتی نوع قطع،به فیلم ضربه زده است.

زمان فیلم زیاد شد.در فیلمنامه های بین المللی تمام صفحات فیلم،تایم بندی دارد و به همین جهت،در زمان ساخت،تایم فیلم معلوم است.در سینمای ایران،فیلمسازان معتقد به تدوین روی میز هستند.کارگردان سکانهایش را دوست دارد و همینطور فیلم می گیرد اما هنگام تدوین می بیند فیلمش بیشتر از ۱۲۰ دقیقه است بنابراین مجبور می شود خیلی از آنرا بزند،در نتیجه می شود آن چیزی که شما می گویید و این عامل به فیلم ضربه می زند.

آرش:البته این موضوع بیشتر به باز گذاشتن دست کارگردان مربوط است.شاید اگر این اتفاق رخ نمی داد،این مشکل هم به وجود نمی آمد.

با تمام این تفاسیر،”پرتقال خونی” را در کدام قسمت پرونده کاری تان قرار می دهید؟

مطمئنا جزو کارهای خوب پرونده کاری ام به حساب می آید.برخلاف آقای الوند،من از همکاری با ایشان خیلی خوشحال هستم چون ایشان کوهی از تجربه هستند،ضمن اینکه توانمندی بازیگران فیلم که همکاری خوبی با آنها داشتم برایم بسیار لذتبخش بود.

آرش:من هم “پرتقال خونی” را جزو کارهای خوب نیوشا می دانم.سکانسهای نیوشا در این فیلم خیلی زیاد بود.محور اصلی این فیلم،نیوشا بود.شاید اگر در تمام آثار نیوشا بگردید،کمتر فیلمی را پیدا می کنید که این همه حجم کاری،روی او وجود داشته باشد.

نیوشا:شاید تنها فیلم،”شوریده” بود،شخصیت من در شوریده،۱۱ شخصیت درونی داشت.من انسان درونی ای هستم و اصلا بازیگر هیجان زده ای نیستم که بخواهم خیلی شلوغش کنم اما در “پرتقال خونی” باید با کودک درون والا و آن حس پدرانه اش ارتباط برقرار می کردم و همزمان با سیاوش رابطه دیگری را ادامه می دادم که این دگردیسی ها،بازی دشواری می خواست

آرش:ای کاش آقای الوند می توانست از نیوشا،بازی ای مانند بازی او در فیلم “شوریده” می گرفت.

نیوشا:آقای محمدعلی سجادی،برای بازی در آن نقش،یکبار من را شکست و از من شخصیتی سینمایی ساخت.خیلی ها با بازی من در آن فیلم مخالف بودند اما آقای سجادی به من اعتماد کرد.حرف آرش را قبول دارم.شما جلوی دوربین هر کارگردانی،یک جوری هستی چون آن کارگردان به تو می گوید چگونه بازی کنی.اگر بازی من در “پرتقال خونی” نقص داشت،کارگردان باید از من ایراد می گرفت.

آرش:شما بازی فوتبال را در نظر بگیرید.وقتی تیمی شکست می خورد،این مربی است که با ذکر دلایل تکنیکی،شکست را به گردن می گیرد و می گوید من اشتباه کردم.این،عرف یک کار حرفه ای است.امیدوارم آقای الوند،به گزارش پرشین وی به نقل از کافه سینما ،همچون همیشه نقش بزرگتر را برای ما داشته باشد.ضمن اینکه ما برای اکران این فیلم،۱۶ ماه منتظر ماندیم و در نهایت به این فصل اکران رسیدیم که هوا سرد شده و تازه اکران ما با دو فیلم قدرتمند دولتی همزمان شد که ما حقیقتا توان رقابت تبلیغاتی با این دو فیلم را نداریم اما می بینید که خدا را شکر، میزان استقبال از “پرتقال خونی” بسیار رضایتبخش بوده است.

خانم ضیغمی،شما خودتان را سوپراستار می دانید؟

ما در ایران سوپراستار نداریم.سوپراستار یک مفهوم بین المللی است.ما در ایران بازیگرانی داریم که چهره های شناخته شده ای دارند و در میان مردم از محبوبیت بالایی برخوردارند و به نوعی از سرمایه سرمایه گذارانشان حمایت می کنند.بگذارید بحثم را به سمت خانم “هدیه تهرانی” ببرم.ایشان به لحاظ شرایط زمانش و نوع ورودشان به سینما،یک ستاره هستند.خانم تهرانی یک مفهوم از زن قدرتمند ایرانی را برای ما تداعی کردند که تا قبل از ایشان وجود نداشت.در سینمای قبل از هدیه تهرانی،زنها،موجودات شکننده و مورد ظلم قرار گرفته ای بودند.

در میان مردان،”ابوالفضل پورعرب” را مردم در دوره ای بسیار دوست داشتند،در زمان فعلی،این محبوبیت برای آقای “گلزار” وجود دارد که مردم بخاطرش بلیط می خرند.خیلی وقت ها،یک فیلم یا یک پارتنر شکل می گیرد و می فروشد و یک شرایط جدید به وجود می آید که مردم تکرارش را دوست دارند؛سرنوشت گلزار و مهناز افشار بعد از فیلم “آتش بس”به کلی تغییر کرد.در ایران، این اتفاق با شرایطی ویژه و البته شانس همراه است.اما در مورد خودم باید بگویم که امروز با تمام وجودم،از شرایطم رضایت دارم.خوشحالم که بعد از “پرتقال خونی” مصائب کاری من صد برابر شده است.بعد از این فیلم،اتفاقاتی برایم رخ داد که شاید تا قبل از “پرتقال خونی” برایم تجربه نشده بود.من دارم به رشد جدیدی می رسم و از این بابت خدا را شکر می کنم.خوشحالم که آرش،شرایط من را درک می کند؛خیلی ها به من گفتند با ازدواج،شرایط کاری ات چه می شود.آرش اضطرابهایم را درک می کند و کارهایم را می فهمد.من خیلی سختی کشیدم و تلاش کردم.من تنها بازیگری بودم که در ۸ فیلم بازی کردم که هیچکدامش اکران نشد.من این مسیر را آهسته و پیوسته آمدم و امروز از این بابت بسیار خوشحالم.من این سختی کارم را دوست دارم چون به نظرم نوعی ریاضت است.

با توجه به اینکه شما جزو یکی از ستاره های سینمای ایران هستید،در برابر طرفداران خودتان،مسئولیتی دارید.طرفدار شما دوست دارد شما را همواره در نقش اول یک فیلم ببیند،می خواهد شما همواره برایش در شمایل یک ستاره باقی بمانید و در این راه،پیشرفت کنید.بازی کوتاه شما در فیلم “فیتیله ای ها و ماه پیشونی” نمی تواند رهیافت دوست داشتنی ای از شما برای طرفدارانتان تلقی شود.شما ستاره اول بسیاری از فیلمهای تجاری هستید که در این فیلم در تایم کمتر از بیست دقیقه بازی کرده اید.

من ارادات قلبی به بچه ها دارم.نقشهای زیادی به من پیشنهاد می شود.دوست داشتم کاری در حوزه سینمای کودک داشته باشم.راستش به پررنگی نقش هم فکر نکردم.بازی من در این فیلم،در قالب نقشی متفاوت و عاطفی بود.

آرش:آقا من یک چیزی بگویم.در این مملکت،برای این نقش،هیچ فرشته ای زیباتر از نیوشا نبود؛چون قرار بود آخر کار یک فرشته در بیاید.

نیوشا (بلند می خندد):من چی بگم الان.در مورد این فیلم باید بگویم آقای معیریان به من لطف داشت و شاید برای هر کاری که ساخت به من پیشنهاد داد.بالاخره گروه فیتیله میان کودکان و نوجوانان ما محبوبیت فراوانی دارد و من هم از همکاری با آنها خوشحالم.

از میان فیلمهایی که بازی کردید،بخاطر کدامشان است که می گوئید ای کاش در آن فیلمها بازی نمی کردم؟

پارک وی و اخراجی ها ۲٫برای آقای جیرانی احترام زیادی قائلم اما شاید در آن زمان،من توانایی ایفای نقش بهتری داشتم.در مورد اخراجی ها ۲ هم باید بگویم همه چیز این فیلم سر جای خودش بود و فیلم هم امتحان خودش را پس داده بود،پس دلیلی نداشت در این فیلم حضور داشته باشم.


شما از ابتدای ورودتان به سینما شرایط ویژه ای داشتید که سطح انتظار مخاطب را از شما بالا برد اما در جاهایی شما نتوانستید به این انتظار مخاطب پاسخ خوبی بدهید،مثلا شما و خانم الناز شاکردوست،شرایطی مشابه دارید و در یک زمان هم وارد سینما شدید پس چرا خانم شاکردوست باید گیشه شلوغ تری نسبت به شما داشته باشد؟

الناز دوست خیلی خوب من است و بازیگر خیلی خوبی هم هست اما فیلمهای او بیشتر از من اکران شد.ما همزمان وارد سینما شدیم.الناز یا “گل یخ” و من با “تردست”؛حتی زمان فیلمبرداری این فیلمها نیز با همدیگر همزمان بود.ببینید، در ۴ سال اول فعالیتم،فیلمهایم به اکران در نیامد،در واقع الان ۴ سال است که فیلمهای من اکران می شوند.در حالیکه بسیاری از فیلمهای تجاری که به من پیشنهاد می شد را رد کردم.اگر آن میزان فیلمهایی که پیشنهاد می شد را کار می کردم،شاید الان این موقعیت کمی بالاتر بود.من بدشانس بودم که فیلمهایم یا توقیف می شد و یا به اکران در نمی آمد.

آرش:البته در این ۴ سال،موتور نیوشا روشن شده و جبران آن ۴ سال گذشته را کرده و حرکت رو به جلویی داشته است.

آقای پولادخان،اگر بخواهید بیطرفانه سخن بگوئید،چه ایرادی به بازی همسرتان می گیرید؟

مواردی بوده که شخصا به نیوشا گفته ام.معتقدم بازیگر تا زمانی که بازی می کند باید از خودش انتقاد بشنود.البته در مورد نیوشا بر این باورم که نقدهای خیلی جدی ای نمی توان روی بازی او گرفت.

نیوشا:من آنقدر خودم را درگیر شرایط فیلمبردار،صدابردار و . . . می کنم که خودم را فراموش می کنم.در واقع به دیگران بیشتر از خودم بها می دهم.

آرش:.تمام کارگردانانی که با نیوشا کار کرده اند،حرف من را تائید می کنند که نیوشا تماما در خدمت کار است.این دختر به قدری محجوب به حیاست که گاهی فراموش می کند از خودش دفاع کند.این یکی از ایرادات اوست.نیوشا در سر کارش به کارگردان و تمام عوامل فیلم، طرح و ایده می دهد،حتی در زمان ساخت،برای بهتر شدن فیلم،از عوامل انتقاد هم می کند.او خودش را به طور تمام و کمال در خدمت فیلم قرار می دهد.باور کنید شاید مثل نیوشا در سینمای ایران کسی نباشد.

نیوشا:هیچوقت دلم نمی خواهد دل کسی را بشکنم یا کسی از من آزرده شود.خیلی ها ستاره شدند،دچار غرور شدند اما رفتند ولی من سوای زندگی هنری ام،به انسان بودن معتقدم.امروز اگر من اینجا هستم بخاطر خدا هست.این لطف خدا بوده که نصیب من شده است.در هر دهه در جهان،شاید یک یا دو نفر زائیده می شوند که به این جایگاه می رسند.در ایران ۷۰ میلیونی در این دهه دو نفر شبیه به هم متولد شدند:من و خانم شاکردوست،پس این نعمت خداوندی است.شهرت،ثروت،مقام،محبوبیت و امثال اینها شمشیر دولبه ای است که می تواند در عین خوشایندی،آدم را از ریشه جدا کند.من صبح به صبح به خودم می گویم یک وقت مغرور نشیا.

به نظر شما آیا معصومیت چهره شما مانند چهره خانم شیلا خداداد،نمی تواند عامل ضعف شما برای پذیرفتن نقشهای منفی باشد؟

این، جزو ماهیت حرفه ای ام است.

اگر من بخواهم بزرگترین مشکل بازیگری تان را بگویم،بحث فن بیان را مطرح می کنم.عنصری که بسیاری از بازیگران بزرگ با آن دست و پنجه نرم می کنند.این همان مشکلی است که حتی حامد بهداد نیز با وجود نقش آفرینی های خوبش،از آن رنج می برد.

این هم جزو ماهیت من است.”شان کانری” بازیگر بزرگی است اما بیانش را مردم دوست دارند.اگر قرار باشد همه بازیگران دنیا مثل هم حرف بزنند که همه چیز عادی و معمولی می شود.

یک سوال جنجالی بپرسم؟

(جفتشان به نشانه تائید می خندند)

بدون شرح:عکس خانم ضیغمی و سه نفر از عوامل فیلم زمهریر در گلستان شهدا و نامه شما در توضیح این عکس.

“زمهریر” جزو فیلمنامه های خوب است ولی در آن سالی که ساخته شد،با حاشیه همراه بود و اگر آن حاشیه ها به سراغش نمی آمدند تا امروز باید اکران می شد.این فیلم کستینگ(انتخاب بازیگر)بسیار خوبی داشت.”علی روئین تن” جزو کارگردانان باسواد سینمای ماست.چند ماه بعد از بایکوت فیلم،زمزمه هایی شد مبنی بر اکران فیلم.شاید این عکس باعث شد پرونده این فیلم برای همیشه بسته شود.من شب خوابیدم و صبح بیدار شدم دیدم این سیل تلفن هاست که به من می گویند یک عکس از من در اینترنت پخش شده.جالب اینجاست که در آن عکس،خانم بادران هم حضور داشت اما مانورها روی من بود.پس از کارشناسی این عکس،معلوم شد که بک گراندش عوض شده.برای فیلم “اخراجی ها ۱″ در سینما فلسطین نشستی داشتیم که آقای “محسن رضایی” هم حضور داشت.من آن روز هم گفتم که بعد از “اخراجی ها ۱″ چیزهایی از انسانهای زمان جنگ تجربه کردم که تا مدتها در بهت بودم.این انسانها حرمت و احترام ویژه ای دارند.چند وقت پیش من و آرش سوار یک تاکسی شدیم که راننده اش،جانباز جنگ بود و بدون هیچ خواسته ای داشت به صورت آبرومندانه ای برای ارتزاق خانواده اش تلاش می کرد.چرا باید برای بازی های تبلیغاتی وارد این جریانات بشویم؟من برای ادای دینم به این خانواده ها،وقتی در یزد بودم،به گلستان شهدا رفتم و اصلا هم این کارم شعاری نبود چون احساس کردم دل این خانواده ها شکسته است.مطبوعات و دیگر رسانه ها نباید این بازی کثیف را با دل و روح خانوده هایی که زجرکشیدند،انجام می دادند.آقای نجفی به من گفت چشمت را ببند و فکر کن یکی، بچه ات را تلنگر زده،تو می خواهی آن فرد را خفه کنی آن وقت ما خانواده هایی داریم که ۵ فرزندش به جبهه رفته و شهید شده اند.چطور می شود از کنار این انسانها گذشت؟

آرش:شهدا واقعا ایثار کردند.اینها چیزهایی نیست که ما یا هر فرد دیگری بخواهد با آنها شوخی کند.من مطمئنم که برای این خانواده ها،هنوز هم جای عزیزانشان احساس می شود.

شنیده ام که برای عوامل فیلم “پرتقال خونی”،بودجه ای برای استفاده از لوازم آرایشی انستیتوی زیبایی خودتان در نظر گرفتید.درست است؟

من وقتی این مطلب را خواندم،ساعتها خندیدم.متاسفانه آدمهای تازه وارد در عرصه مطبوعات برای مطرح کردن خودشان،به هر دری می زنند.این فرد خیلی خام است.من یکی از شرکای آن انستیتوی زیبایی هستم و از قبل هم مراجع آنجا بودم.تصمیم گرفتم با پزشکان حاذق آنجا همکاری داشته باشم.برای اکران “پرتقال خونی” یک کارت هدیه از طرف انستیتوی ما برای استفاده از خدمات پزشکی آنجا و نه لوازم آرایشی به عوامل فیلم از تهیه کننده گرفته تا کوچکترین عضو فیلم اهدا شد و یک ساعت هم از طرف اسپانسر مراسم.نمی شود که این همه هنرمند بزرگ را جایی دعوت کرد و چیزی بابت تشکر به آنها نداد.کسی که این مطلب را نوشته اصلا نمی دانسته جریان از چه قرار بوده و فرد خامی بوده که حالا حالاها باید تجربه کند.

خواهشا به این سوال صریحا پاسخ دهید:از میان حمید فرخ نژاد،محمدرضا گلزار،رامبد جوان و حمید گودرزی،کدام یک پارتنر خوبی برای شما به حساب می آیند؟

سوال خیلی سختی است چون هر کدامشان ژانر بازی جدایی دارند:فرخ نژاد که هنرمند بسیار توانا و قدرتمندی است که بازی کردن با او اصلا کار راحتی نیست.او همیشه در حال اتود زدن است.من ۲۰ بار با او تمرین می کنم و ۲۰ حالت مختلف از او می بینم و وقتی برای بار بیست و یکم برای ضبط می رویم،باز هم کار متفاوتی انجام می دهد.گلزار هم که استار است و ساپورت فیلم و گیشه آن به حساب می آید.او انسان متواضعی است که شاید برای چند ساعت در میان هوادارانش می ایستد و به ابراز احساسات آنها پاسخ می دهد.رامبد جوان هم پارتنر جالبی است

آرش:جالب و بسیار هایپر.او خیلی فعال است.

نیوشا:او بمب انرژی است.پشت صحنه “دختر شاه پریون” خیلی به من خوش گذشت.او انرژی خالص است.حمید گودرزی هم می توانست جایگاه خیلی بهتری نسبت به الانش داشته باشد.آن روز که آقای گودرزی محبوبیت و شرایط خوبی داشت،می توانست در راستای “بهرام رادان” حرکت کند.کمی کم کاری کرد؛آرزو می کنم که او هر چه زودتر به جایگاه قبلی اش بازگردد.

خب آرش جان،شما که تاجر نقره هستید،چه شد که به سرمایه گذاری در سینما رو آوردید؟

من دوست داشتم جایگاه فرهنگی را هم تجربه کنم.من کار بیزینس انجام می دهم و با قاطعیت می گویم سینما جای ریسک نیست.من کار فرهنگی را دوست دارم گرچه معتقدم کار نقره هم به نوعی یک کار هنری به حساب می آید.به هرحال سینما را بعنوان کاری فرهنگی به دوستان سفارش می کنم اما بعنوان فعالیتی اقتصادی نه.

خوب نمی خواهید کمی درمورد آشنائیتان صحبت کنید؟

نیوشا:ما در این باره خیلی حرف زدیم

اما می خواهم اختصاصا برای ما از جزئیاتش بگوئید.اصلا خانم ضیغمی، چه شد که همسرتان، اصفهانی از آب درآمد؟

اصفهان و تهران ندارد،آدم خوب،آدم خوب است.من در اصفهان سرکار خانم “فریال بهزاد” بودم و بر اثر یک قسمت با آرش آشنا شدم.

آرش:خواست خدا بوده.من از خدا ممنونم.جزئیاتش باورکردنی نیست.این خواسته دل من بوده و همه چیز دست به دست هم داد تا به این خواسته ام برسم.

قرار شد برای ما از جزئیات این آشنایی بگوئید.

آرش:این اولین بار است که برای رسانه ای می خواهم از جزئیات آشنائیمان صحبت کنم.به گزارش پرشین وی به نقل از کافه سینما ،روزی من در یکی از فروشگاههایمان نشسته بودم که مدیر تولید برای انتخاب لوکیشن فیلمش به آنجا آمد و محل فروشگاه را پسندید.من به آنها گفتم با این همه آیتم نمی شود از اینجا استفاده کنید و خیلی مخالف بودم.ناگهان در بین صحبتهایی که رد و بدل شد،مدیر تولید از نیوشا ضیغمی به عنوان یکی از بازیگران فیلم نام برد که آن زمان دیگر قضییه به کلی فرق کرد.این برای من نشانه ای از جانب خدا بود.بنابراین هیچ مقدمه ای در کار نبود.

نیوشا:شاید باورتان نشود،من برگشته بودم تهران.حتی به گروه گفته بودم که دیگر نمی آیم اما نمی دانم چرا دوباره به اصفهان برگشتم.

نظرتان در مورد اصفهانی ها چیست؟

ما یک سال است که عقد کرده ایم.اوایل به من می گفتند که من چون همسرم پولدار است با او ازدواج کرده ام اما من اصلا انسان پولکی ای نیستم.معتقدم اصفهانی ها اصلا انسانهای خسیسی نیستند بلکه تجارت بلدند.انسانهایی که درست پول خرج می کنند و البته مهمان نوازند.

آرش:اصفهانی ها واقعا برای مهمانانشان سنگ تمام می گذارند و با میل و رغبت از آنها پذیرایی می کنند.چندین سال قبل در اصفهان قحطی آمد و این قحطی سبب شد نیاکان ما به قناعت رو بیاورند.آنها قناعت را یاد گرفتند،اینطور نیستند که ظاهرشان را درست کنند و از باطنشان غفلت کنند.اصفهانی ها در زندگی شان برنامه دارند و آینده نگرند.همه می دانیم که به لحاظ فراوانی امکانات،اصفهان پس از تهران در رتبه دوم قرار دارد.

این روزها مشغول انجام چه کاری هستید؟

آرش (با خنده):خانه داری

نیوشا:نه واقعا خیلی وقتها در خانه کارهایی انجام دادم

نکند آرش هم از آن دست آدمهایی است که اول قول می دهد و بعد که همه چیز جفت و جور شد،قید قول و قرارهایش را می زند؟

نیوشا(با خنده):نه خدا را شکر.ما با هم کنار آمدیم.اما در مورد کار باید بگویم این روزها یک سریال الف ویژه به من پیشنهاد شده که متن خوبی دارد و الان دارم روی آن فکر می کنم.هنوز قرارداد نبستم اما در حال فکر کردن هستم.تجربه کردن رسانه ای به گستردگی تلویزیون برایم خیلی جالب است.تلویزیون مخاطبانی دارد که سینما ندارد.

خانم ضیغمی من چند نفر را نام می برم.شما اولین چیزی که در مورد این افراد به ذهنتان خطور می کند را به ما بگویید:

خسرو شکیبایی

اسطوره بازیگری سینمای ما بود که حیف شد.

اکبر عبدی

ذاتا آرتیست.توانمندترین بازیگر سینمای ایران با نقشهایی به یاد ماندنی

رسول ملاقلی پور

غصه می خورم که بین ما نیست

سیروس الوند

از خانواده ای فرهنگی آمده و مخاطبش را می شناسد آرش(با خنده):و البته غیر قابل پیش بینی

آرش پولادخان:هدیه خدا به من

آرش جان در یک جمله:نیوشا ضیغمی

خواست خدا بود.چه چیز از این بهتر.همان چیزی بود که فکرش را می کردم.قبل از آشنایی در ذهنم تصویرهای خیلی خوبی از او داشتم که بعد فهمیدم تمام آن تصاویر درست بود.

به عنوان سخن پایانی اگر صحبت ناگفته ای دارید می شنویم

نیوشا:انسان به هر خواستهای که بخواهد،می تواند برسد؛فقط کافی است ایمان،اعتقاد و دلی صاف داشته باشد تا خدا همه چیز به او بدهد.قلبمان را روشن کنیم،کینه ها را دور بریزیم.انسانیت،شرافت و صداقت را به هر چیزی ارجحیت دهیم.یادمان باشد که این دنیا گذرا است.

آرش:امیدوارم اهالی سینما هوای همدیگر را بیشتر از این داشته باشند.اگر دست به دست هم دهند،من و امثال من که تازه وارد سینما شده اند،حرفهای زیادی برای گفتن دارند.روی سخن من با فرد خاصی نیست و کلی است.من معتقدم که وضع سینما می تواند خیلی بهتر از این باشد.


نوشته شده توسط یاسین قاسمی در 1390/10/21 و ساعت 11:05
ویرایش شده در - و ساعت -
لینک ثابت | نظرات

 جذب دختران فارسی زبان در ارتش اسرائیل | اخبار اینترنت ,

وزارت جنگ رژیم صهیونیستی قصد دارد دختران فارسی‌زبان را به منظور فعالیت در بخش اطلاعاتی ارتش با هدف توسعه فعالیت‌های ضدایرانی جذب کند.

به گزارش فارس، روزنامه "معاریو" نوشت که وزارت جنگ اسرائیل، واحدی را تحت عنوان "گروه فارسی" افتتاح و دختران فارسی زبان را به منظور فعالیت در بخش اطلاعاتی ارتش با هدف توسعه فعالیت‌های ضد ایرانی جذب می‌کند.

به نوشته این روزنامه در همین راستا تعدادی از دختران فارسی زبان به یکی از پایگاه‌های نظامی به منظور کسب اطلاع از فعالیت نظامی و پیوستن به ارتش مراجعه کردند.

بر اساس این گزارش این دختران از اهمیت ویژه‌ای برای ارتش برخوردار هستند بویژه اینکه آنها مهاجران ایرانی هستند که به زبان فارسی تسلط کامل دارند و قرار است در بخش اطلاعاتی مشغول به کار شوند.

یکی از این دختران که به پایگاه جذب نیرو مراجعه کرده بود گفت که ما بخوبی می‌دانیم که دولت به وجود ما نیاز دارد و ارتش سعی دارد شرایط مناسبی برای ما جهت خدمت در ارتش فراهم کند.

منابع امنیتی نیز در این خصوص اعلام کردند که جذب دختران فارسی زبان در ارتش اسرائیل اهمیت زیادی دارد بویژه اینکه تعداد ایرانی‌های مهاجر در اسرائیل بسیار اندک است و به همین دلیل دستگاه‌های امنیتی بسیار مشتاق هستند تا هر شخصی که از نزدیک با جامعه ایرانی در ارتباط بوده و آشنایی کامل به جامعه ایرانی دارد، جذب شود.


نوشته شده توسط یاسین قاسمی در 1390/10/21 و ساعت 10:46
ویرایش شده در - و ساعت -
لینک ثابت | نظرات

 وقتی لباسهای بانوی اول آمریکا سوژه داغ خبری می شود + عکس | اخبار اینترنت ,

در حالی لباسهای بانوی اول ایالات منحده آمریکا سوژه داغ بسیاری از سایتهای خبری شده است که “میشل اوباما” بعضی از لباسهایش را آنقدر استفاده می کند که انگار در کمد لباسهایش لباس دیگری ندارد.

وقتی لباسهای بانوی اول آمریکا سوژه داغ خبری می شود + عکس | عکس FarsPatogh.Com

هر یک از این سایتها به نوعی به لباسهای وی پرداختند که بر اساس گزارش یکی از این سایتها میشل بعضی از لباسهایش را در سال ۲۰۰۸ خریداری کرده است و همچنان در مراسم و بازدیدهای مختلف از این لباسها استفاده می کند ، حتی گفته می شود برخی از این لباسها بیش از ۴ بار در تن وی دیده شده است و با توجه به خصلت تنوع پذیری خانمها این مسئله کمی عجیب به نظر میرسد.

وقتی لباسهای بانوی اول آمریکا سوژه داغ خبری می شود + عکس | عکس FarsPatogh.Com

شاید این زن مشهور و اولین زن دنیای سیاست امریکا به قدری این لباسها را دوست دارد که تنواسته است بر این خصلت زنانه اش غلبه کند.

وقتی لباسهای بانوی اول آمریکا سوژه داغ خبری می شود + عکس | عکس FarsPatogh.Com

وقتی لباسهای بانوی اول آمریکا سوژه داغ خبری می شود + عکس | عکس FarsPatogh.Com


نوشته شده توسط یاسین قاسمی در 1390/10/21 و ساعت 10:21
ویرایش شده در - و ساعت -
لینک ثابت | نظرات

 زنان نیمه برهنه در تبلیغات یک کارخانه فولاد! | اخبار اینترنت ,

کارخانه دولتی فولادسازی بلاروس در اقدامی عجیب از تصاویر کارکنان زن خود برای جذب مشتریان استفاده می‌کند.

این کارخانه در تقویمها و هدایای تبلیغاتی خود به مناسبت سال 2012 میلادی، از تصاویر نیمه عریان کارکنان جوان خود از پیشخدمت گرفته تا مهندسان تولید استفاده کرده که در قسمتهای مختلف این کارخانه گرفته شده است.

مسئولان کارخانه BMZ معتقدند که این تصاویر و هدایا می‌تواند نظر مشتریان بین‌المللی را به محصولات و تولیدات صنایع فولادسازی بلاروس جلب کند.

بیش از سه هزار زن در کارخانه فولاد سازی بلاروس کار می‌کنند.

بلاروس از ابتدای سال 2010 میلادی و به دنبال بحران اقتصادی، سخت ترین دوران رکود اقتصادی را تجربه می‌کند.


نوشته شده توسط یاسین قاسمی در 1390/10/21 و ساعت 10:17
ویرایش شده در - و ساعت -
لینک ثابت | نظرات

 شهری با زنان معتاد و خود فروش! + عکس | اخبار اینترنت ,

شبکه 'پی ام سی' در برنامه مستندی گزارش داد: «در شهر 'ونکوور' کانادا استفاده از زنان در پروسه مواد مخدر تبدیل به نگرانی بزرگ شده است.»

به گزارش سرویس فرهنگی اجتماعی جام نیوز، شبکه "پی ام سی" در برنامه مستندی گزارش داد: « در شهر "ونکوور" کانادا استفاده از زنان در پروسه مواد مخدر تبدیل به نگرانی بزرگ شده است.»

کارآگاه "جان مکِّی" بعد از 35 سال کار کردن در تشکیلات پلیس شهر ونکوور، با مشکل زنان معتاد به خوبی آشناست، وی می گوید: «زنان اینجا به مواد معتادند، بعضی ایدز دارند، بعضی ها عقل درستی ندارند و بعضی ها هم عقل درستی ندارند و هم معتادند و همه این زن ها برای بقاء مجبور به خود فروشی هستند، برای این که بتوانند غذا بخورند، خانه داشته باشند، برای همین توی این تجارتند، توسط هر کسی که حمایتشان کند فرقی نمی کند چه کسی باشد.»

این کارآگاه ادامه می دهد: «فلسفه من در این مورد این است که باید با این زنان، با احترام برخورد کرد تا اگر به ایشان آسیبی رسید بتوانند به پلیس اعتماد کنند.»

کارآگاه "مکی" همچنین با موسسه ای همکاری می کند که کمک می کند تا این زنان از کارهای خیابانی دست بکشند و به برنامه های آموزش کار بپیوندند.


نوشته شده توسط یاسین قاسمی در 1390/10/21 و ساعت 00:44
ویرایش شده در - و ساعت -
لینک ثابت | نظرات

 داستان کوتاه : قلب | داستان ,

روزی مرد جوان و بلند بالائی به وسط میدانگاه دهکده رفت و مردم را دعوت به شنیدن نمود .

او با صدای رسائی اعلام کرد که صاحب زیباترین قلب دهکده می باشد و سپس آنرا به مردم نشان داد .

اهالی دهکده وقتی قلب او را مشاهده کردند ، دریافتند که گرد و بزرگ وبسیار صاف بوده و با قدرت تمام و بدون نقص میتپد ، لذا همگی به اتفاق ، ادعای او را پذیرفتند …

اما در این بین ، پیرمردی که از آن نزدیکی میگذشت به آرامی به مرد جوان نزدیک شد و رو به مردم گفت : قلب تو به زیبائی قلب من نیست ، بنگرید…

وقتی اهالی بدقت به سینه آن پیرمرد نظاره کردند ، دیدند که قلب او ریش ریش شده و وصله های نامنظمی بر رویش دیده میشود و برخی قسمتها نیز سوراخ شده است ، تازه بخشیهائی از قلب کنده شده و جایشان هنوزخالی باقی مانده بود !!!

مرد جوان به تمسخر گفت : تو به این میگوئی زیبا ؟!!

پیرمرد پاسخ داد : آنقدر زیبا که بهیچ وجه حاضر نیستم آنرا با مال تو عوض کنم !

جوان با حالت تعجب پرسید : می شود محاسن این قلب را برای ما شرح بدهی ؟!

پیر مرد پاسخ داد : این وصله ها که میبینید مربوط به انسانهائی است که در طول عمرم دوستشان داشته و یا بدانها عشق ورزیده ام . من برای ابراز خالصانه عشقم بدانها ، بخشی از قلبم را کنده و به ایشان هدیه داده ام ، آنان نیز همین کار را برایم انجام دادند و این وصله های ناهمگون بدان سبب است…!

سوراخهائی که میبینید آثار رنجهای بزرگ و کوچکی است که در طی این دوران بر من وارد شده است !

و اما این جاهای خالی ، مخصوص انسانهائی است که عشقم را به آنها ابراز نموده ام و هنوز هم هنوز است امیدوارم که روزی آن را به من باز گردانند …

اشک در چشمان مرد جوان حلقه زد و به نزد پیرمرد رفت و بخشی از قلبش را کند و در جای خالی قلب آن پیرمرد وصله زد…

سخن روز : شریف ترین دلها دلی است که اندیشه ی آزار کسان درآن نباشد.  زرتشت


نوشته شده توسط یاسین قاسمی در 1390/10/20 و ساعت 21:22
ویرایش شده در - و ساعت -
لینک ثابت | نظرات

 فال و طالع بینی کامل پیوند زناشویی با کدام ماه ها برای خوشبختی | طالع بینی و فال ,

 عکس   فال و طالع بینی کامل پیوند زناشویی با کدام ماه ها برای خوشبختی

با متولد کدام ماه ازدواج کنید خوشبخت می شوید؟



طالع بینی ازدواج ها ماه ها با هم !!

——————————-

فروردین با فروردین : ( خوب ) سازگاری مثبت واقع بینی و آگاهی به صفات مثبت یکدیگر

فروردین با اردیبهشت: (متوسط) خودپسندی و میل به حاکمیت از ویژگی های مشترکشان می باشد

فروردین با خرداد : (بد ) پر جنب و جوش بی قرار تنوع طلب و سرکش

فروردین با تیر : ( متوسط ) برون گرا ایده آلیست امکان مشکل وجود دارد

فروردین با مرداد : (خوب ) پیوند موفقی خواهد بود چون هماهنگی وجود دارد

فروردین با شهریور : ( بد ) یکی پاک سرشت و انسان دوست دیگری جسور و جاه طلب

فروردین با مهر : ( بسیار خوب ) افرادی منصف و معتقد به تساوی حقوق زن و مرد

فروردین با آبان : ( بد ) آزادیخواه سلطه گر خواهان تنهایی و درون گرا

فروردین با آذر : ( عالی ) کم ترین اختلاف و هیاهو از مشخصات بارزشان است

فروردین با دی : (بد ) تفاهم چندانی با هم ندارند مرموز و محافظه کار می باشند

فروردین با بهمن : ( بد ) سلطه گر آرمان گرا موقعیت درک یکدیگر را ندارند

فروردین با اسفند : ( متوسط ) با مشکل مواجه است ممکن است پیوند خوبی باشد

پیوند زناشویی اردیبهشت با سایر ماه ها

اردیبهشت با فروردین : (متوسط ) ممکن است مشکل داشته باشند قابل حل شدن است

اردیبهشت با اردیبهشت : ( متوسط ) نسبتا خودرای و لجباز هستند ممکن است مشکل پیش بیاید

اردیبهشت با خرداد : ( متوسط ) تیزهوش کنجکاو و چندان با هم سازگار نیستند

اردیبهشت با تیر : ( بسیار خوب ) خانواده دوست خونگرم پیوندی محکم و استوار

اردیبهشت با مرداد : ( بسیار خوب ) عاشق پیشه با صداقت وفادار پیوندی مملو از آرامش

اردیبهشت با شهریور : ( خوب ) جوانمرد باسخاوت مددکار و بدون مشکل

اردیبهشت با مهر : ( متوسط ) اهل اعتدال معاشرتی خونسرد و کمی حسادت

اردیبهشت با آبان : ( خوب ) آرمانگرا بلندپرواز همراه با جاذبه و اقتدار و ناسازگار

اردیبهشت با آذر : ( متوسط ) جسور بی پروا نیازمند با آزادی و بدون تفاهم

اردیبهشت با دی : ( بسیار خوب ) با ثبات راز نگه دار پیوندی مستحکم و پابرجا

اردیبهشت با بهمن : ( بد ) کنجکاو آزادیخواه و آرمانگرا و ایده متفاوت از یکدیگر

اردیبهشت با اسفند : ( خوب ) اشخاصی تودار و بسیار محتاط و توانایی سازگاری را دارند

پیوند زناشویی خرداد با سایر ماه ها

خرداد با فروردین : ( بد ) افرادی پر جنب و جوش و بی قرار ناسازگار و بدون تفاهم

خرداد با اردیبهشت : ( متوسط ) تیزهوش کنجکاو تنوع طلب چندان با هم سازگار نیستند

خرداد با خرداد : ( خوب ) مشورت پذیر با استدلال توانا در برطرف کردن مشکلات

خرداد با تیر : ( متوسط ) با روحیه تنوع طلب و بی قرار خودشان می توانند باعث ایجاد مشکلات شوند

خرداد با مرداد : ( بسیار خوب ) زوجی جذاب و اجتماعی با صفات مشترک فراوان

خرداد با شهریور : ( متوسط ) چندان ذوق و شوقی در روابطشان وجود ندارد

خرداد با مهر : ( بسیار خوب ) خونسرد با سلیقه هنر دوست و بسیار با نشاط می باشند

خرداد با آبان : ( متوسط ) برای رسیدن به خوشبختی باید یکدیگر راتحمل کنند

خرداد با آذر : ( بسیار خوب ) سرشار از ذوق و شوق برای زندگی مشترک

خرداد با دی : ( خوب ) خویشتندار سیاستمدار و از سازگاری مناسب برخوردارند

خرداد با بهمن : ( بسیار خوب ) با روحیه انسان دوستی و همیشه آماده کمک به همدیگر

خرداد با اسفند : ( بد ) خیالباف رویا پرداز مرموز عدم تفاهم با همدیگر

پیوند زناشویی تیر با سایر ماه ها
————————————–

تیر با فروردین : (متوسط ) برون گرا ایده آلیست امکان مشکل وجود دارد

تیر با اردیبهشت : ( بسیار خوب ) نقطه اشتراک فراوانی با یکدیگر دارند

تیر با خرداد : ( متوسط ) یکی آرام و مهربان دیگری پرشور و با انرژی

تیر با تیر : ( خوب ) علی رغم اختلاف سلیقه پیوند خوبی می باشد

تیر با مرداد : ( خوب ) خصوصیات مشترک زیاد و ازدواجی موفق

تیر با شهریور:(بسیار خوب) یکی مهارت فراوان در امورمالی و دیگری حسابگر و صرفه جو و هماهنگ

تیر با مهر : ( بسیار خوب ) هر دو مهربان انسان دوست و توانمند

تیر با آبان : ( متوسط ) در مسائل مالی اختلاف نظر دارند ولی در سایر مسائل هماهنگ می باشند

تیر با آذر : (بد ) یکی اجتماعی و اهل گردش و سفر دیگری متمایل به رکن خانواده

تیر با دی : (خوب ) از نظر مالی اخلاقی و روابط هماهنگ هستند بنابراین پیوندی موفق میشود

تیر با بهمن : ( متوسط ) ازدواج میتواند شکل بگیرد اما به سعی و کوشش نیاز دارد

تیر با اسفند : ( بسیار خوب ) پیوندی بسیار خوب همراه عشق و علاقه با تفاهم کامل

پیوند زناشویی مرداد با سایر ماه ها
——————————————-

مرداد با فروردین : ( خوب ) پیوند موفقی خواهد بود چون هماهنگی وجود دارد

مرداد با اردیبهشت : ( بسیار خوب ) مهربان و خانواده دوست ازدواجی موفق و پایدار

مرداد با خرداد : ( بسیار خوب ) اجتماعی خونگرم همراه با سازگاری مثبت

مرداد با تیر : ( خوب ) اختلاف سلیقه زیادی با هم ندارند موقعیت همدیگر را درک می کنند

مرداد با مرداد : ( خوب ) صفات مشترک خوب باعث تقویت پیوندشان خواهد بود

مرداد با شهریور : ( متوسط ) یکی منضبط و قانونمند دیگری پرشور و زیباپسند

مرداد با مهر : ( خوب ) در پی برقراری آرامش و ملایمت همراه با منطق در زندگی هستند

مرداد با آبان : (متوسط ) یکی وفادار و قابل اعتماد دیگری عاشق ستایش دیگران

مرداد با آذر : ( متوسط ) یکی پر شور و هیجان دیگری دنبال آزادی و استقلال

مرداد با دی  عکس   فال و طالع بینی کامل پیوند زناشویی با کدام ماه ها برای خوشبختی متوسط ) به دلیل داشتن حق مشترک برتری جویی شاید دچار اختلاف شوند

مرداد با بهمن : (خوب ) هر دو آرمانگرا و ایده آلیست پیوندی موفق خواهد بود

مرداد با اسفند : ( خوب )با هماهنگی بسیار مناسب در برآوردن نیازهای عاطفی یکدیگر

پیوند زناشویی شهریور با سایر ماه ها

شهریور با فروردین : (بد ) یکی پاک سرشت انسان دوست دیگری جسور و جاه طلب
شهریور با اردیبهشت : ( خوب ) صفات مشترک خوب نظیر جوانمردی و نجابت
شهریور با خرداد : (متوسط ) یکی عاطفی و عاشق پیشهدیگری با نظم و برنامه مشخص
شهریور با تیر : ( بسیار خوب ) در امور مالی هماهنگ و با صفات مشترک فراوان
شهریور با مرداد : ( متوسط ) نسبتا لجباز و خودرای شاید با مشکل مواجه شوند
شهریور با شهریور : ( بسیار خوب ) هر دو صمیمی و صادق و با محبت می باشند
شهریور با مهر : ( خوب ) مشورت پذیر با منطق و در برطرف کردن مشکلات توانا
شهریور با آبان : ( متوسط ) جسور و بی پروا . سرشار از انرژی و بلند پرواز
شهریور با آذر : ( بد ) تنوع طلب خواهان استدلال در ایجاد نظم و انضباط دچار مشکل هستند
شهریور با دی : ( خوب ) یک ازدواج خوب همراه با زندگی سرشار از محبت

شهریور با بهمن : ( متوسط ) چنین پیوندی با سعی و کوشش می تواند خوب باشد

شهریور با اسفند  عکس   فال و طالع بینی کامل پیوند زناشویی با کدام ماه ها برای خوشبختی خوب ) بسیار با صبر و حوصله هستند که باعث تفاهم در زندگی می شود

پیوند زناشویی مهر با سایر ماه ها

مهر با فروردین : (بسیار خوب ) خونگرم و مهربان معتقد به تساوی حقوق زن و مرد
مهر با اردیبهشت : ( خوب ) انسان هایی هستند که تمایل زیادی به حفظ آرامش و اعتدال دارند
مهر با خرداد : (بسیار خوب ) آدم هایی حسابگر خونگرم تفاهم مناسبی با هم دارند
مهر با تیر : ( بسیار خوب ) اهل رفت و آمد و معاشرت با دیگران و بسیار شکیبا
مهر با مرداد : ( خوب ) در پی برقراری آرامش و ملایمت همراه با منطق در زندگی هستند
مهر با شهریور : ( خوب ) پیوندی موفق چون منصف عادل و با سلیقه می باشند
مهر با مهر : ( خوب ) به دلیل اشتراکات زیادی که دارند می توانند موفق باشند
مهر با آبان : ( متوسط ) اگرچه خالی از دردسر نیستند اما می توانند موفق باشند
مهر با آذر : ( بسیار خوب ) دارای خصیصه هایی مثل محبت درستکاری و مسئولیت پذیری می باشند
مهر با دی : ( متوسط ) نسبتا خودرای بلندپرواز . ممکن است با مشکل روبرو شوند
مهر با بهمن : ( بد ) پر جنب و جوش بی قرار تنوع طلب و سرکش
مهر با اسفند : (بسیار خوب ) پیوندی موفق چون از نظر عاطفی با هم سازگار و هماهنگ هستند

پیوند زناشویی آبان با سایر ماه ها

آبان با فروردین : ( بد ) آزادی خواه سلطه گر خواهان تنهایی و درون گرا
آبان با اردیبهشت : ( خوب ) آرمانگرا بلند پرواز همراه با جاذبه و اقتدار و ناسازگاری
آبان با خرداد : (متوسط ) برای رسیدن به خوشبختی باید یکدیگر را تحمل کنند
آبان با تیر : (متوسط ) در مسائل مالی اختلاف نظر دارند ولی در سایر موارد هماهنگ می باشند
آبان با مرداد : ( متوسط ) یکی وفادار و قابل اعتماد و دیگری عاشق ستایش دیگران
آبان با شهریور : ( متوسط ) جسور بی پروا سرشار از انرژی و بلند پرواز
آبان با مهر : ( متوسط ) اگرچه خالی از دردسر نیستند اما میتوانند موفق باشند
آبان با آبان : ( بد ) مستعد به خشمگین شدن و از کوره در رفتن در نتیجه پیوندی همراه با مشکلات
آبان با آذر : ( متوسط ) یکی سختگیر در مسائل دیگری سرشت پویا و جدی دارد
آبان با دی : ( بد ) هر دو دارای خصلت سلطه طلبی و سختگیرانه می باشند
آبان با بهمن : ( بد ) یکی با احساس و عاطفه دیگری سلطه جو و خواهان کسب برتری
آبان با اسفند : (بد ) یکی آرمان گرا و عاشق پیشه و دیگری با اعتماد به نفس کافی

پیوند زناشویی آذر با سایر ماه ها

آذر با فروردین : (عالی ) کم ترین اختلاف و هیاهو از مشخصات بارزشان است
آذر با اردیبهشت : (متوسط ) جسور بی پروا نیازمند به آزادی و بدون تفاهم
آذر با خرداد: ( بسیار خوب ) سرشار از ذوق و شوق برای زندگی مشترک
آذر با تیر: ( بد ) یکی اجتماعی و اهل گردش و سفر دیگری متمایل به رکن خانواده
آذر با مرداد : (متوسط ) یکی پر شور و هیجان دیگری دنبال آزادی و استقلال
آذر با شهریور: (بد ) تنوع طلب خواهان استقلال در ایجاد نظم و انضباط دچار مشکل هستند
آذر با مهر : ( بسیار خوب ) دارای خصیصه هایی مثل محبت درستکاری و مسئولیت پذیر می باشد
آذر با آبان : ( متوسط ) یکی سختگیر در مسائل دیگری سرشت پویا و جدی دارد
آذر با آذر: ( بسیار خوب ) پیوندی بسیار مطلوب توام با سعادت و خوشبختی
آذر با دی : ( متوسط ) خصوصیاتی نسبتا متفاوت دارند باید خویشتن دار باشند
آذر با بهمن : ( بسیار خوب ) از موفق ترین پیوند های زناشویی خواهد بود چون مثبت گرا هستند
آذر با اسفند : ( متوسط ) یکی با صراحت لهجه و سخنان کنایه آمیز و دیگری بسیار عاطفی می باشد

پیوند زناشویی دی با سایر ماه ها

دی با فروردین : (بد ) تفاهم چندانی با هم ندارند. مرموز و محافظه کار می باشند
دی با اردیبهشت : ( بسیار خوب) با ثبات راز نگه دار پیوندی مستحکم و پابرجا
دی با خرداد : ( خوب ) خویشتندار سیاستمدار و از سازگاری مناسب برخوردارند
دی با تیر : (خوب ) از نظر مالی و اخلاقی و روابط هماهنگ هستند
دی با مرداد : (متوسط ) به دلیل داشتن حس مشترک برتری جویی شاید دچار اختلاف شوند
دی با شهریور : ( خوب ) یک ازدواج خوب همراه با زندگی سرشار از محبت
دی با مهر : ( متوسط ) نسبتا خودرای و بلند پرواز ممکن است با مشکل روبرو باشند
دی با آبان : ( بد ) هردو دارای خصلت سلطه طلبی و سختگیرانه می باشند
دی با آذر : ( متوسط ) خصوصیاتی نسبتا متفاوت دارند باید خویشتندار باشند
دی با دی : (متوسط ) خصوصیات مشترک باعث شادابی یا یکنواختی زندگی مشترک آنها می شود
دی با بهمن : ( متوسط ) یکی محتاط و محافظه کار دیگری سختگیر و جدی
دی با اسفند : ( متوسط ) یکی اهل حساب و کتاب دیگری احساساتی و عاشق پیشه

پیوند زناشویی بهمن با سایر ماه ها

بهمن با فروردین : ( بد ) سلطه گر آرمان گرا موقعیت درک یکدیگر را ندارند
بهمن با اردیبهشت : ( بد ) کنجکاو آزادی خواه و آرمان گرا و ایده متفاوت از یکدیگر
بهمن با خرداد : ( بسیار خوب ) با روحیه انسان دوستی و همیشه آماده کمک به همدیگر
بهمن با تیر : ( متوسط ) ازدواج می تواند شکل بگیرد اما به سعی و کوشش نیاز دارد
بهمن با مرداد : ( خوب ) هردو آرمان گرا و ایده آلیست پیوندی موفق خواهد بود
بهمن با شهریور : ( متوسط ) چنین پیوندی با سعی و کوشش می تواند خوب باشد
بهمن با مهر : ( بد ) پر جنب و جوش بیقرار تنوع طلب و سرکش
بهمن با آبان : ( بد ) یکی با احساس و عاطفه دیگری سلطه جو و خواهان کسب برتری
بهمن با آذر : ( بسیار خوب ) از موفق ترین پیوند های زناشویی خواهد بود چون مثبت گرا هستند
بهمن با دی : (متوسط ) یکی محتاط و محافظه کار دیگری سختگیر و جدی
بهمن با بهمن : ( خوب ) پیوندی بسیار موفق توانا در امور مختلف
بهمن با اسفند : (خوب) یکی روشنفکر و اهل منطق و دیگری با احساس و عاطفه و مکمل همدیگر

پیوند زناشویی اسفند با سایر ماه ها

اسفند با فروردین : ( متوسط ) با مشکل مواجه است ممکن است پیوند خوبی باشد
اسفند با اردیبهشت : ( خوب ) اشخاصی تو دار و بسیار محتاط و توانایی سازگاری را دارند
اسفند با خرداد : (بد ) خیال باف و رویاپرداز مرموز و عدم تفاهم با همدیگر
اسفند با تیر : ( بسیار خوب ) پیوندی بسیار خوب همراه عشق و علاقه و با تفاهم کامل
اسفند با مرداد : (خوب ) هماهنگی بسیار مناسب در برآوردن نیازهای عاطفی یکدیگر
اسفند با شهریور : ( خوب ) بسیار با صبر و حوصله هستند که باعث تفاهم در زندگی میشوند
اسفند با مهر : ( بسیار خوب ) پیوندی موفق چون از نظر عاطفی با هم سازگار و هماهنگ هستند
اسفند با آبان : ( بد ) یکی آرمان گرا و عاشق پیشه دیگری با اعتماد به نفس کافی
اسفند با آذر : ( متوسط) یکی با صراحت لهجه و سخنان کنایه آمیز و دیگری بسیار عاطفی میباشد
اسفند با دی : ( متوسط ) یکی اهل حساب و کتاب دیگری احساساتی و عاشق پیشه
اسفند با بهمن : ( خوب ) یکی روشن فکر و اهل منطق دیگری با احساس و عاطفه و مکمل همدیگر
اسفند با اسفند : ( بد ) به خاطر زودرنجی و حساس بودن ممکن است مشکلاتی پیش بیاید


نوشته شده توسط یاسین قاسمی در 1390/10/20 و ساعت 19:13
ویرایش شده در - و ساعت -
لینک ثابت | نظرات

 تک عکس های جدید بازیگران ایرانی سال ۹۰ | سینما ,

 عکس   تک عکس های جدید بازیگران ایرانی سال ۹۰


ادامه مطلبنوشته شده توسط یاسین قاسمی در 1390/10/20 و ساعت 19:10
ویرایش شده در - و ساعت -
لینک ثابت | نظرات

 عکسهای سحر جعفری جوزانی دیماه ۹۰ | سینما ,

 عکس   عکسهای سحر جعفری جوزانی دیماه 90


ادامه مطلبنوشته شده توسط یاسین قاسمی در 1390/10/20 و ساعت 19:09
ویرایش شده در - و ساعت -
لینک ثابت | نظرات

 عکس های جدید آناهیتا همتی دیماه ۹۰ | سینما ,

 عکس   عکس های جدید آناهیتا همتی دیماه 90


ادامه مطلبنوشته شده توسط یاسین قاسمی در 1390/10/20 و ساعت 19:08
ویرایش شده در - و ساعت -
لینک ثابت | نظرات

 عکسهای کودکان ناز و زیبا | گالری عكس ,

 عکس   عکسهای کودکان ناز و زیبا


ادامه مطلبنوشته شده توسط یاسین قاسمی در 1390/10/20 و ساعت 19:08
ویرایش شده در - و ساعت -
لینک ثابت | نظرات

 دو تصویر بسیار خاص و عجیب از لیلا اوتادی | سینما ,

ادامه مطلب .....




ادامه مطلبنوشته شده توسط یاسین قاسمی در 1390/10/20 و ساعت 18:12
ویرایش شده در - و ساعت -
لینک ثابت | نظرات

 عکس جدید فلور نظری لب ساحل دریا !!! | سینما ,

عکس جدید فلور نظری لب ساحل دریا !!! | عکس FarsPatogh.Com

عکس جدید فلور نظری به همراه فرزندش  لب ساحل دریا شمال


نوشته شده توسط یاسین قاسمی در 1390/10/20 و ساعت 18:11
ویرایش شده در - و ساعت -
لینک ثابت | نظرات

 نازنین افشین جم با وزیر دفاع کانادا ازدواج کرد + عکس | اخبار اینترنت ,

نازنین افشین جم متولد ایران است و به همراه خانواده خود در دهه 1970 به کانادا مهاجرت کرد. وی توانست عنوان دختر شایسته کانادا را در سال ۲۰۰۳ کسب کند و در همان سال در مسابقات میس ورلد که در شهر سانیا در کشور چین برگزار می شد شرکت کرد و پس از روزانا دیویسون (نماینده ایرلند) به مقام دوم رسید. البته ناگفته نماند که وی سوابقی در امور خوانندگی و بازیگری نیز دارد.

ePatogh.CoM | پاتوق اینترنتی

خانم افشین جم حدود 7 سال پیش، زمانی که  درباره حقوق بشر در اتاوا سخنرانی می کرد با مک کی آشنا شد. وی فارق التحصیل  در رشته روابط بین الملل است و در زمینه امور حقوق بشر، فعالیت می کند.

ePatogh.CoM | پاتوق اینترنتی

مک کی از اشتیاق خود برای اعلام ازدواجش را خانم نازنین افشین جم در وبلاگ شخصی خود خبر داده بود و در ادامه افزود، من دوست دارم مراسم عروسی بصورت کاملا خصوصی و با حضور خانواده و اقوام برگزار شود.

ePatogh.CoM | پاتوق اینترنتی

سرانجام خانم نازنین افشین جم 32 ساله روز چهار شنبه ۴ ژانویه ۲۰۱۲ در کشور مکزیک با پیتر مک کی 46 ساله ازدواج کرد.


نوشته شده توسط یاسین قاسمی در 1390/10/20 و ساعت 18:09
ویرایش شده در - و ساعت -
لینک ثابت | نظرات

 فردوسی‌پور چگونه وارد صداوسیما شد؟ | سینما ,

محمدجعفر صافی معتقد است که خط قرمز‌های کلی همیشه مشخص است و همه به آن احترام می‌گذارند ولی بعضی از محدودیت‌ها به افراد بستگی دارد و می‌تواند خط قرمز حقیقی نباشد.
پیش از آن که ضبط را روشن کنیم، تقویم‌ها را ورق زدیم تا برسیم به سال ۱۳۷۳. مهمان‌ محمد جعفر صافی بود، مدیر و موسس شبکه سوم، کسی که این شبکه را راه انداخت، در عرصه تولید برنامه‌ها و پخش مسابقات ورزشی دست به نوآوری زد و راهی تازه را در پیش گرفت.
ضبط که روشن شد، بحث خیلی زود گل انداخت، به پشت صحنه راه‌اندازی برنامه ۹۰ رفتیم، حضور مهران مدیری و برنامه‌های ۹۰ شبی را در این شبکه بررسی کردیم، روی پخش‌زنده‌های مسابقات ورزشی و کار‌هایی که شده بود مکث کردیم و ...
صافی برخلاف دیگران نه دری را که گشوده بودیم، به سمت نقد برنامه‌های دوران مسئولیتش بست و نه پا را از دایره انصاف بیرون گذاشت. او که حالا مدیر فرهنگسرای نیاوران است، با ذهنی دقیق و برنامه‌ریز پاسخگوی همه پرسش‌ها بود و دلایلش را برای همه اتفاقاتی که بر شمردیم باز گفت.
مشروح این گفت و گو را می‌خوانید:
از سال ۷۳ شروع می‌کنیم. سالی که اتفاق مهمی در پخش برنامه‌های ورزشی افتاد و شما تصمیم گرفتید شبک‌ای درست کنید که برای جوانان باشد. چه ایده‌ای باعث شد شما سمت این کار بروید؟ جوانان در سال ۷۳ شاهد تغییراتی اساسی در برنامه‌های صدا و سیما بودند.
آن یک تصمیم سازمانی بود که شروعش از زمان آقای محمد هاشمی کلید خورد. نظر سنجی‌ها بیان گر این بود که نیاز هست شبکه‌ای جدید ایجاد شود چون شبکه‌های یک و دو نمی‌توانستند پاسخگوی نیاز‌های جوانان باشند. برهمین اساس برنامه ریزی شد شبکه‌ای با این رویکرد که اوقات فراغت جوانان را تامین کند راه اندازی شود و بیشتر با برنامه‌های ورزشی، سریال، فیلم و برنامه‌های مستند همسو باشد. آن زمان من شبکه یک بودم و در قسمت تامین برنامه فعالیت می‌کردم. قرار شد گروه‌های شبکه یک هریک برنامه‌هایی را آماده نمایند و ما هم در زمینه برنامه ریزی و تامین برنامه‌ها اقدام کنیم. اقای حاج محمد کریم خان زحمات زیادی را برای راه اندازی این شبکه کشیدند.
ابتدا زمان خیلی محدودی داشتید و برنامه‌های زیادی را روی آنتن نمی‌فرستادید.
در واقع ما با حدود سه ساعت و نیم برنامه‌های شبکه را شروع کردیم. روز ۱۴ آذر ۷۲ بود که فعالیت شبکه آغاز شد، اما من از خرداد ۷۳ به طور مستقل کار شبکه سه را از یک اتاق شروع کردم. در حقیقت من اولین کارمند شبکه سوم هستم. پس از آن اتاق ما تبدیل شد به یک نیم طبقه و بعد درخواست کردیم که برویم ساختمان موزه شهدا که آنجا هم برای کاری که ما می‌خواستیم انجام دهیم کم بود. در ‌‌نهایت به ساختمان گلخانه رفتیم.
در سال‌های نخست که کار را شروع کردید هنوز جنس برنامه‌ها، جنگ‌های رادیویی بود. شاخص‌ترین این برنامه‌ها هم برنامه‌ای با حضور هنرمندان برنامه صبح جمعه با شما بود و هنوز ایده‌ای شکیل وجود نداشت.
آن زمان استارت کار را با تعدادی از عوامل شبکه اول زدیم. منتظر ایده‌های جدید بودیم و ما نیاز به فرصت داشتیم تا تغییر و تحولات را رفته رفته اجرایی کنیم. بعد از مدتی، اولین سریال را که نابغه‌های قرن بیست و یکم بود روی آنتن بردیم. پس از آن سریال فروشگاه و بعد از آن به سوی افتخار را روی آنتن بردیم و به تدریج توانستیم تعدادی از هنرمندان توانمند را به شبکه سه جذب کنیم. رفته رفته کار شکل گرفت و ما تمام تلاشمان را کردیم تا برنامه‌های ورزشی را سر و سامان بدهیم و مدت پخش برنامه‌ها را از سه ساعت و نیم در روز، به ۲۴ ساعت رساندیم.
پیش از این با ورزش ارتباط داشته‌اید؟
از بچگی به فوتبال علاقه داشتم و در کوچه و خیابان بازی می‌کردم. به ورزش علاقمند بودم و به هر حال در شبکه یک هم تلاش می‌کردم زمان بیشتری به برنامه‌های ورزشی اختصاص بدهم. در نتیجه در شبکه ۳ این فرصت فراهم شد و برنامه‌های ورزشی زیادی تولید و پخش شد.
آقای شفیع هم بودند؟
نه، ایشان‌‌ همان برنامه ورزش و مردم را اجرا می‌کردند. اما آقای صالح‌نیا آمدند و کمک کردند.
آن موقع نمی‌توانستند برنامه اجرا کنند، این طور نیست؟
ایشان بیشتر با شبکه دوم کار می‌کردند. البته ما ممنوعیت استفاده از همکاران دیگر شبکه‌ها را هم داشتیم. قرار بود برنامه‌های صبح افزایش پیدا کند که ایشان آمدند. همزمان با افزایش برنامه‌های ورزشی در عرصه‌های مختلف تلاش کردیم تعداد گزارشگران را افزایش دهیم.
چطور شد که به این ایده رسیدید تا گزارشگران جوانی را جذب کنید؟ چون افرادی مثل عادل فردوسی‌پور و مزدک میرزایی و جواد خیابانی از همین راه وارد تلویزیون شدند.
من آن زمان با روسای فدراسیون‌ها در تعامل بودم. آن‌ها از کمبود گزارشگران حرفه‌ای رنج می‌بردند. به همین دلیل درهای سازمان را باز گذاشتیم تا افرادی که تمایل دارند برای گرفتن تست بیایند. آقایان خیابانی، یوسفی، جاودانی، فردوسی‌پور، ‌میرزیایی، یوسفی و تعدادی دیگر از گزارشگران آمدند. همچنین افرادی چون اقای عامل که کمتر برای گزارش کشتی به ایشان فرصت می‌دادند هم نقش فعال تری در گزارش رویدادهای کشتی ایفا کردند.
شما آقای نوایی را هم داشتید؟
بله.
تست‌ها را چه کسی می‌گرفت؟
همکاران، تهیه کننده‌ها و برخی از کار‌شناسان در این زمینه نظر می‌دادند. همچنین یکی از همکاران گویش و ادبیات گویندگان را مورد تحلیل و بررسی قرار می‌داد. خوشحال هستم اکثر افرادی که در این بررسی‌ها انتخاب شدند توانستند از بهترین گویندگان و گزارشگران ورزشی سازمان باشند.
شاخصه کاری شما عادل فردوسی‌پور است. اما خیلی از استادان می‌گویند او مشکل دارد و خیلی تند حرف می‌زند.
من فکر می‌کنم خود عادل هم سعی می‌کرد مشکلات فنی گزارشش را رفع کند. گفتار و چهره ایشان برای مردم قابل پذیرش بود و با گذشت زمان فردوسی‌پور توانست به خوبی با مخاطب ارتباط برقرار کند.
کسی که برای نخستین بار از آن‌ها تست گرفت پیش بینی می‌کرد که عادل، مزدک یا جواد تا این اندازه پیشرفت کنند؟
البته ما جایی که الان در آن قرار داریم را نمی‌دیدیم. یک عده جوان آمده بودند در شبکه‌ای تازه تاسیس و جوان. کسی انتظار خارق العاده‌ای از ما نداشت. برخی مواقع پشتیبانی کردن برای اینکه جوانان رشد کنند یک ریسک بزرگ را می‌طلبد که ما این ریسک را کردیم و خوشحالیم از اعتمادی که به جوانان کردیم نتیجه گرفتیم.
قبول دارید که جنس برنامه‌ها خیلی پیرمردی بود. یک جنگ ورزشی هم داشتید که تا همین اواخر هم اجرا می‌شد.
به هر حال وقتی یک کاری شروع می‌شود مدتی طول می‌کشد تا همه چیز به سطح مطلوبی برسد.
یعنی شما طرحی نداشتید؟ مثلا الگو برداری از شبکه‌های خارجی.
ما هدفمان تولید برنامه‌های ورزشی، فیلم و سریال بود. نگاهی هم به شبکه‌های خارجی و چگونگی برنامه ریزی آن‌ها داشتیم.
اولین پخش زنده را به یاد دارید؟
مسابقات جام جهانی بود. آن زمان این مسابقات در شبکه‌های یک و دو پخش می‌شد. یادم هست که این مسابقات هم زمان شده بود با مناسبت‌هایی و من پیشنهاد دادم که این مسابقات را در شبکه سه پخش کنیم. در ‌‌نهایت ما چند بازی را پخش کردیم. از آنجا پخش برنامه‌های زنده ما شروع شد. اوایل پوشش تلویزیونی کمی داشتیم و تقریبا ۳۵ درصد بود. در حقیقت بازی‌های مهم و حساس را به شبکه سه نمی‌دادند. چراکه پوشش شبکه در سراسر کشور وجود نداشت و در بسیاری از استان‌ها دریافت برنامه‌ها امکان پذیر نبود.
در شروع کار امکان پخش بازی‌های لیگ به صورت زنده وجود نداشت؟
پخش بازی‌ها را به ما نمی‌دادند. مثلا ما نمی‌توانستیم شهرآورد را پخش کنیم چون شبکه سه در سراسر ایران قابل دریافت نبود.
چه سالی کاملا ۲۴ ساعته شدید؟
فکر می‌کنم از سال ۱۳۷۸ بود.
یادتان نمی‌آید که نخستین داربی چه زمانی روی آنتن رفت؟
نه اما یکی از شهرآوردهایی که پخش می‌کردیم همزمان بود با شبکه یک که آن‌ها اعتراض کردند.
شما برای جذب مخاطب یک جاهایی کلک‌هایی هم می‌زدید. پخش نود قسمتی‌ها مخاطبان زیادی را برای شما جذب کرد.
اوایل، برنامه‌های طنز آیتمی بود. اما ایده این برنامه را بگویم که از کجا آمد. ما می‌خواستیم برنامه‌هایی داشته باشیم که هر شب مردم را بخنداند. آن زمان شبکه دو هم از این برنامه‌های طنز پخش می‌کرد اما نه به صورت هر شب، ‌بلکه یک شب در هفته. یک بار در جلسه‌ای بودیم که مدیر سابق شبکه دو هم آنجا بود. ایشان با برخی از کار‌های ما مخالفت می‌کرد. بعدا که با هم حرف می‌زدیم پای برنامه‌های طنز به میان آمد و ایشان گفتند چطور هر شب این برنامه‌های طنز را روی آنتن می‌برید؟ ما که هفته‌ای یک بار پخش می‌کردیم همه انتقاد می‌کردند اما شما هر شب پخش می‌کنید. از بحث دور شدم. داشتم در مورد ایده پخش برنامه‌های طنز حرف می‌زدم. من در مونترال کانادا بودم که در آنجا برنامه‌ای پخش می‌شد که طرفداران زیادی داشت. کسی که در آن برنامه مستند حرف می‌زد آنقدر مردم را می‌خنداند که همه از خنده اشک می‌ریختند. حتی ما هم که در هتل نشسته بودیم از خنده او اشک می‌ریختیم از شدت خنده. آن فردی که در آن برنامه بود می‌گفت مردم دچار مشکلات روحی و روانی، اجتماعی و خانوادگی هستند و ما سعی می‌کنیم با این تیپ حرف‌ها ناراحتی را از وجود آن‌ها بیرون بیاوریم. من در شبکه یک بودم و این در ذهن من بود که ما چطور باید این نگاه را پیاده کنیم که با شروع کار در شبکه سه رفتم سراغ طنز.
زمانی که رفتید سراغ مهران مدیری ممنوع التصویر بود؟
نه، چنین چیزی نبود. برنامه ۷۷، نود شب، برنامه پلاک ۱۴ را با مدیری کار کردیم تا رسیدیم به زیر آسمان شهر و برنامه بدون شرح که مخاطبان زیادی جذب کردند. با فراگیر شدن برنامه‌های طنز، شبکه‌های دیگر هم به سمت این برنامه‌ها رفتند و شروع به ساختن طنز کردند. به همین دلیل ما دچار کمبود نیرو شدیم و مجبور شدیم زیر آسمان شهر دو و سه را که زیاد هم موفق نبود بسازیم. فکر می‌کنم طنز داشت ماهیت خودش را از دست می‌داد. فیلم نامه نویس، بازیگر و کارگردان برای برنامه‌های طنز کم بود. ما می‌خواستیم گروه‌های تولید طنز را به چهار گروه تقسیم کنیم که در ۴ فصل برنامه داشته باشند و بتوانند یک کار خوب تحویل بدهند. من سر یکی از صحنه‌های برنامه‌های طنز رفتم و دیدم نویسنده ما نشسته و دارد همانجا می‌نویسد! دیدم این کار خوب نیست. به نظر من کسی که می‌نویسد باید در اجتماع باشد و نوشته‌های او برگرفته از مسائل جامعه باشد. هدف ما در راستای ایجاد چهار گروه متفاوت طنز محقق نشد چرا که بخشی از عوامل برنامه‌های طنز به پیشنهاد شبکه‌های دیگر از مجموعه ما جدا شدند و دیگر امکان ساخت برنامه‌های متنوع وموثر وجود نداشت.
از مهران مدیری پس از اینکه از شبکه سوم جدا شد دلخور شدید؟
دلخوری وجود نداشت ومن ناراحتی از این بابت نداشتم. هر فردی در هر جایی که می‌تواند بیشتر موفق شود می‌تواند به همانجا برود.
آقای مدیری رفتند و برنامه پاورچین و نقطه چین را ساختند.
بله، ‌در شبکه ۵. اتفاقا همین چند وقت پیش بود که آقای مدیری آمدند و دیداری با هم داشتیم. با ایشان خاطرات خوب گذشته را مرور کردیم.
«شو من» شاخص شما چه کسی بود؟
هیچ کس. ما فقط یک برنامه داشتیم و هر سال سالگرد شبکه سه را پخش می‌کردیم که خود آقای مدیری بعضی سال‌ها مجری آن بود. مراسم آخرین سالگرد شبکه را هم شهاب حسینی اجرا کرد.
سریال سازی‌های شما از کجا اوج گرفت؟
ابتدا سریال به سوی افتخار بود که آقای ارجمند در آن بازی می‌کرد، ‌یکی از سریال‌های پر طرفدار ما هم در قلب من بود و بعد از آن هم پس از باران. سفر سبز هم طرفداران زیادی داشت. خط قرمز و معصومیت از دست رفته هم بود. البته سریال معصومیت از دست رفته زمانی پخش شد که بنده توفیق خدمت در شبکه سه را نداشتم. پلیس جوان هم بود که اگر تعداد قسمت‌هایش کمتر می‌شد بهتر بود. سریال جوانی، فردا دیر است و دردسر والدین هم از دیگر سریال‌های پر مخاطب آن زمان بود. فکر می‌کنم کارهای خوبی در آن مقطع انجام شد.
اوج گرفتن شبکه سه از جایی شروع شد که ریتم برنامه‌ها را تند‌تر کردید. اگر قرار باشد بین خط قرمز و زیر آسمان شهر و بازی ایران و استرالیا که شما را ملی کرد، یکی را انتخاب کنید، کدامشان بمب بزرگ‌تری برای شما بود؟
همه این‌ها به نوعی تاثیر داشتند. مخاطبان ما مختلف بودند. بازی ایران و استرالیا هم مسابقه‌ای بود که همه ایران آن را نگاه می‌کردند. در شبکه فضایی ایجاد شده بود همه با هم رفیق بودند. کسی به عنوان بر‌تر یا پایین‌تر کار نمی‌کرد. یک فضای راحت و دوستانه‌ای ایجاد شده بود. مدیر فیلم و سریال ما آقای میرمیران بود که توانست هنرمندان خوبی را جذب کند. در بحث برنامه‌های ورزشی هم جو راحتی داشتیم. ارتباطی و تعامل خوبی میان ما و روسای فدراسیون‌ها برقرار بود. اولویت خود من هم ورزش بود. در برخی موارد ۷۰ یا ۸۰ درصد برنامه‌های ما ورزشی بود.
آقای مشحون که می‌رفت به فدراسیون بسکتبال گفت من دارم می‌روم به این فدراسیون. شما چه کار می‌توانید برای من انجام دهید؟ گفتم من هر کاری از دستم بربیاید انجام می‌دهم. یا در بحث کشتی، جام جهانی ۱۹۹۸ تهران را پخش کردیم. من جلوی هیچ کسی را نمی‌گرفتم. می‌گفتم بروید جلو و من پشتیبان شما هستم. حتی خود ما هم در استادیوم‌ها می‌رفتیم و نواقص را رفع می‌کردیم. در مسابقات کشتی ۹۸ سه واحد سیار در هر تشک کشتی داشتیم به اضافه یک واحد سیار در کل سالن.
در گذشته مسابقاتی که خارج از ایران برگزار می‌شد، پوشش خبری ضعیفی داشتند. اما در زمان شما تماس‌های مستقیم برقرار شد که این خودش خیلی در نحوه گزارش مسابقات تاثیر داشت.
اولین تماس مستقیم در استودیوی صدا و سیما در بازی‌های بانکوک ۹۸ بود. آقای شفیع آنجا بودند و ما با دوستان فنی صحبت کردیم و امکاناتی فراهم شد که ارتباط مستقیم برقرار کردیم. بعد‌ها این روند ادامه پیدا کرد. مثلا در سیدنی، تا روزهای آخر کاروان ایران مدال نمی‌گرفت. اولین مدال ما را آقای توکلی در وزنه‌برداری گرفتند و روز بعد رضازاده مدال گرفت. روز بعد زنگ زدم تهران که با خانواده رضازاده تماس بگیرید و همه چیز را برای برقراری یک تماس مستقیم با خانواده رضازاده آماده کنید. رضازاده در جریان نبود. مجری به او گفت دوست داری اولین کسی که با او صحبت می‌کنی چه کسی باشد؟ گفت مادرم. مجری گفت خب صحبت کن. مادر رضازاده گفت من دست تو را می‌بوسم. رضازاده گفت نه، من دست تو را می‌بوسم. یک صحنه عاطفی ایجاد شده بود که در سالن همه گریه می‌کردند. یک صحنه دیگر هم در مسابقات آسیایی بوسان بود که ساعی قهرمان شد و آمد در استودیو پیش ما. به من گفتند مادر آقای ساعی برای قهرمانی پسرش روزه گرفته و در دفتر پخش شبکه افطار کرده است. اقای فردوسی‌پور در این زمینه توضیحاتی به ساعی داد و بعد بحث را برد به این سمت که آقای ساعی کی می‌خواهد ازدواج کند؟ مادرش گفت خودش باید بخواهد و خودش گفت مادرم باید اقدام کند. بعد‌ها ساعی من را دید و گفت آن برنامه باعث شد من ازدواج کنم.
یک اتفاق مهم هم بازگشت تیم ملی از ملبورن بود. کار بزرگی کردید که رفتید داخل ورزشگاه آزادی و استقبال مردم از ملی‌پوشان را مستقیم پخش کردید.
قرار شد مردم در ورزشگاه آزادی فوتبالیست‌ها را مورد تشویق قرار دهند. واحد سیار را فراهم کردیم. خود من هم با بچه‌ها رفتم داخل هلی‌کوپتر و آمدیم وسط ورزشگاه. یادم می‌آید آن روز نیما نکیسا یک بسته‌ای داشت همراه خودش که شکستنی داخل آن بود. به خاطر استقبال مردم، آن بسته خرد شد.
برای پخش آن کار مشکلی نداشتید؟ معمولا در چنین برنامه‌هایی کنترلی وجود ندارد.
کافی است شما همکاران را توجیه کنید و مجری هم در استودیو حضور داشته باشد. مهم این است که جسارتش را داشته باشید. همکاران عزیز ما هم همه تلاش خودشان را انجام می‌دادند.
ما معمولا در اتفاقات رسانه‌ای عقب‌تر از جاهای دیگر دنیا هستیم. شاید باید بهتر از این باشیم. شما در شبکه سوم به این فکر بودید که گامی به جلو بردارید؟
ما در سفرهای خارج از کشور ایده‌هایی می‌گرفتیم، خصوصا در جلسات نشست رادیو و تلویزیون‌های آسیا و اقیانوسیه داشتیم. به نظرم باید از این سفر‌ها استفاده کرد.
سفرهایی که داشتید پژوهشی بود برای شبکه؟
من به عنوان نماینده سازمان صدا و سیما در جلسه ورزش رادیو و تلویزیون آسیا و اقیانوسیه شرکت می‌کردم. در بخش پوشش مسابقات ورزشی ما دو مشکل از قبل داشتیم و هنوز هم داریم. یکی گویش گویندگان است. ما فردی را مسئول کردیم که به گزارشگران بگویند چه اشکالاتی دارند و چه چیزهایی را باید بگویند یا نگویند. یک مشکل دیگر هم نحوه پوشش مطلوب مسابقات ورزشی بود. وقتی مسابقات جام جهانی برگزار می‌شد از دفا‌تر خارج از کشور درخواست کردیم مسابقاتی را که گزارشگران آلمانی و انگلیسی و فرانسوی گزارش می‌کنند ضبط کنند. همین گزارش‌ها را در داخل کشور ترجمه کردیم و آن را در اختیار گزارشگران قرار دادیم. تاکید ما بر این بود که گزارشگران نحوه گزارش این مسابقات را به درستی بررسی کنند و ببینند گزارشگر اروپایی به چه نکاتی در گزارش یک مسابقه توجه دارد. همچنین دوره‌های آموزشی سالیانه داشتیم که این دوره‌ها را در شمال کشور برگزار می‌کردیم. ما از مدرسانی استفاده کردیم که در آسیا آموزش می‌دادند. برای گزارشگران هم کلاس‌هایی داشتیم. از استرالیا یک نفر را دعوت کردیم که سابقه آموزش گزارشگری داشت. این جلسات خیلی مفید بود. ما تلاشمان را کردیم. نمی‌گویم بهترین اقدامات را انجام دادیم اما درحد امکانات و بضاعت خودمان کار کردیم.
به این که کارگردان‌های بزرگ بیایند پخش مستقیم فوتبال را زنده کارگردانی کنند فکر نکرده بودید؟ مثلا می گفتند که برخی از کارگردانان دوست داشته اند چنین کاری را انجام بدهند و ایده هم برای این کار داشته.
چنین چیزی به ما پیشنهاد نشد. در بخش کارگردانی دو بخش داریم. یکی کسی که سوئیچ می‌کند. یکی هم کارگردان هنری. در ایران این امر انجام نشده و هر دو بخش کار‌ها را یک نفر انجام می‌دهد. در کار تلویزیون، برنامه زنده است. دکوپاژ قبلی وجود ندارد و کار بسیار حساس است. من یک مسابقه تنیس را رفتم بین آغاسی و یک نفر دیگر. کارگردانی که پوشش می‌داد، هر ضربه‌ای که آغاسی می‌زد و خراب می‌شد، واکنش فرد همراه آغاسی را نشان می‌داد. این آن‌قدر زیبا نشان داده می‌شد که نمی‌توانستم این مسابقه را‌‌ رها کنم. این چیزی است که ما باید به آن برسیم.
اخیرا دوربین جدیدی برای پخش مسابقات فوتبال خریداری شد و حتی مسئولان این دوربین را در استادیوم افتتاح کردند، در این خصوص چه نظری دارید؟
اگر منظور شما دوربین عنکبوتی است باید بگویم اولویت ما باید تکمیل امکانات واحد سیار و افزایش تعداد دوربین‌ها در ورزشگاه خصوصا روی خط دروازه‌ها و خط آفساید باشد. دوربین عنکبوتی هم در مسابقات حساس و بین المللی مورد استفاده قرار می‌گیرد اما بیشتر کشور‌ها در مقاطع ضروری این دوربین را اجاره می‌کنند. من فکر می‌کنم افتتاح یک دوربین چندان جالب و منطقی نیست.
برویم روی سریال‌ها و خط قرمزهایی که شما شکستید. شبکه سوم شبکه‌ای تازه بود. وقتی شبکه راه افتاد با چه تعریفی راه افتاد؟ این‌که زوم بکند روی مخاطب جوان؟
شبکه یک و دو را داشتیم. شبکه یک با رویکرد برنامه‌های سیاسی و اجتماعی و شبکه دو با برنامه‌های فرهنگی و آموزشی. یک ساختار و قالبی هم داشتند. باید یک شبکه جدید و متفاوت ایجاد می‌شد. آن موقع تازه بحث رقابت‌های ماهواره‌ای هم شروع شده بود. این نیاز حس می‌شد که برنامه‌هایی که نیازمند جوان‌ها بود از یک شبکه پخش شود. ایران یک کشور جوان بود و نیاز داشت که برنامه‌های ورزشی و شاد و نو پخش شود. به خاطر همین، این برنامه‌ها با هدف پر کردن اوقات فراغت جوان‌ها در نظر گرفته شد.
زمانی که شروع کردید خط قرمزی برای شما وجود داشت؟ یا این‌که وارد شدید و بعد از پخش، فهمیدید خط قرمز کجاست؟
ما داریم در این جامعه زندگی می‌کنیم. می‌دانیم خط قرمز‌ها کجاست و حرمت یک چیزهایی باید رعایت شود. ولی یک مواقعی ما بیش از حد احتیاط می‌کنیم. مثلا آن اوایل کشتی‌ها را با یک تصویر کوچک نشان می‌دادیم که اصلا تصویر مشخصی دیده نمی‌شد. یک وقت‌هایی ما خودمان را سانسور می‌کنیم در حالی که سانسوری وجود ندارد. ولی خط قرمز‌ها را می‌دانیم. مثلا نباید در سریال‌ها کلمات نامناسب گفته شود. یک حرمت‌هایی باید حفظ شود. ما با یافته‌های خود از شبکه یک شروع کردیم و شبکه سوم را تاسیس کردیم.
شلوار لی و آرایش و...
به ما هم خیلی ایراد می‌گرفتند. بعضی‌ها صبور نیستند و ایراد می‌گیرند. مثلا سریال از سرزمین شمالی را ما در شبکه یک پخش می‌کردیم. من مسئول تامین برنامه شبکه یک بودم. با ما تماس گرفتند که این سریال مشکل دارد و باید قطع شود. می‌گفتند خاله این بچه‌ها که به روستا می‌آید، با پدر این بچه‌ها ارتباط دارد! گفتیم ما این سریال را تا قسمت آخر دیده‌ایم و اصلا چنین موضوعی نیست. مقاومت کردیم و پخش کردیم و دیدیم که مشکلی نداشت. بعد تصمیم گرفته شد که سریال دوباره پخش شود. اولین قسمت که پخش شد دوباره سر و صدا شد و گفتند پخش نکنید. گفتم چه اصراری دارید به این ارتباط؟ این سریال قبلا هم پخش شده و مشکلی نداشته است.
در «خط قرمز» همه چهره‌ها منفی بودند. از ما ایراد می‌گرفتند که این سریال چهره مثبت ندارد. ولی در طول داستان وقتی به انت‌ها رفت مشخص شد بچه‌هایی که به مسیر منفی رفتند چه عاقبتی داشتند و نتیجه مسیر بد عاقبت بد است. یعنی می‌توان از یک مسیر منفی به یک نتیجه مثبت رسید.
«خط قرمز» با این‌که ساختار شکن بود، ولی سطحی نگری را وارد تلویزیون ایران کرد. یعنی از آنجاست که می‌رسیم به اخراجی‌ها.
شاید نشود این دو تا را مقایسه کرد. ولی کارهای ما یک مجموعه است. نمی‌توانیم بگوییم کارگردان‌های ما همه سریال‌ها را در یک قالب تهیه ‌کنند. ما سریال‌های متفاوتی داشتیم و هر کدام به یک نوعی سطح کارشان فرق می‌کرد. ولی با این حال من این کار را بی‌ضرری دیدم و فکر می‌کنم خط قرمز سریال خوبی بود. با توجه به میزان مخاطبی که داشت، خوب بود. در آن زمان روزهای سه‌شنبه شبکه دو به خاطر این‌که فیلم سینمایی پخش می‌کرد بیشترین مخاطب را داشت. گفتم سه‌شنبه ما هم یک سریال داشته باشیم. وقتی سریال خط قرمز را شروع کردیم، از نظر مخاطب روزهای سه‌شنبه هم شبکه سوم بالای ۸۰ درصد مخاطب داشت.
خودتان انتخاب کردید این سریال را؟
در جلسه طرح و برنامه گروه فیلم و سریال و شبکه مطرح و تصویب شد که این کار شروع شود و البته اصلاحاتی داشته باشد. این کار را با مشارکت وزارت بهداشت و درمان انجام دادیم. کار‌شناسان این برنامه تمامی متون این سریال را می‌خواندند و بر تولید هم نظارت داشتند.
یعنی خط قرمزهای ما خیلی بستگی دارد به افرادی که در راس قرار می‌گیرند؟
خط قرمزهای کلی همیشه مشخص است و همه به آن احترام می‌گذارند ولی بعضی از محدودیت‌ها به افراد بستگی دارد و می‌تواند خط قرمز حقیقی نباشد.
شما برای نشان دادن روابط دختر و پسری چیزهای کلی را زیر پا گذاشتید؟
ما تا جایی که فکر می‌کردیم نوع دیالوگ‌ها و ارتباط‌هایی که برقرار می‌شود به اصول کلی ضربه نمی‌زند اشکالی نمی‌گرفتیم.
یعنی سازمان به شما امتیازی نداده بود که چون با جوان‌ها کار می‌کنید خط قرمز‌ها را تا حدودی رد کنید؟
آقای لاریجانی درک خوبی داشتند. البته تذکراتشان هم به موقع بود و ما هم رعایت می‌کردیم. موقعی که شبکه یک بودم سریال سید جمال الدین اسدآبادی پخش نمی‌شد. وقتی من مسئولیت را به عهده گرفتم می‌گفتند چرا این سریال پخش نمی‌شود؟ چون ایشان یک روحانی هستند و رفته‌اند خارج از کشور، خانم‌ها بدون حجاب جلوی ایشان ظاهر می‌شدند. من با چند نفر از روحانیون صحبت کردم و گفتند این موضوع مشکلی ندارد. بعد هم ما پخش کردیم سریال را. یعنی اگر تعامل باشد می‌توانیم چنین برنامه‌هایی را پخش کنیم.
اتفاقاتی افتاد که بخواهند آنتن را از شما بگیرند؟
به هر حال جلسه می‌گذاشتیم و صحبت می‌کردیم تا اشکالات را به حداقل برسانیم.
در مورد طنز‌ها ممکن بود این اتفاقات بیفتد؟
طنز‌ها را اصلاح می‌کردیم. البته ما ۹۹ درصد برنامه‌هایمان پخش می‌شد. آن یک مقدار هم که ممکن بود هنجارشکنی شود باید خود ما رعایت می‌کردیم. خیلی چیز‌ها عرفی است.
شب بازی ایران و آمریکا استراتژی خاصی داشتید؟
احساس می‌شد آمریکایی‌ها می‌خواهند یک سوء استفاده‌هایی بکنند. ما جلساتی داشتیم که ببینیم چه کار باید بکنیم خوشبختانه اتفاقی هم نیفتاد. احتمال می‌دادیم برخی از گروه‌ها بخواهند سوء استفاده کنند. به هر حال در پخش زنده ممکن است یک صحنه‌هایی باشد که مجبور شویم مواظب آن‌ها باشیم.
شما شاهکاری در مدیریت خود داشتید که بازی استقلال و دالیان را پخش نکردید!
شب قبل از تاسوعا بود و مسئولان نظرشان این بود که پخش نشود. می‌دانستم در استادیوم فضایی معنوی وجود دارد و برنامه‌هایی برای محرم دارند. تلاشم این بود با کمک همکارانم کاری کنیم که آسیبی به فضای آن روز نزند ولی تصمیم‌گیری این بود که رعایت آن روز‌ها را بکنیم و بازی پخش نشود.
حتی شما گل چهارم استقلال را به صورت زنده پخش کردید ولی خود مسابقه را نشان ندادید.
حرکت تماشاگران قابل پیش‌بینی نیست. این نگرانی وجود داشت که مردم رعایت نکنند ولی خوشبختانه آن‌ها رعایت کردند. یک مسابقه به نوعی یک رقابت است. دو تیم با هم به مبارزه می‌پردازند. گل زدن و شادی تماشاگران بعد از گل موضوع مورد سوال بود. وگرنه این یک رقابت است که دو تیم با هم مسابقه می‌دهند.
دو سال قبل می‌گفتند زمینه رعایت شده که ایران یک مسابقه را نبرد!
به نظرم اینطور شایعات درست نیست و اصلا چنین موضوعاتی وجود ندارد.
یکی از ساختارشکنی‌های شما این بود که اذان را زیرنویس کردید.
این را البته من به تنهایی نمی‌توانستم تصمیم‌گیر باشم. مسئولین سازمان به تصمیم نهایی رسیدند. افق اذان ظهر یا مغرب در مناطق مختلف فرق می‌کند. این مسابقات یا در تهران برگزار می‌شود یا در شهرستان‌ها. از آن طرف ممکن بود همزمان با اذان، گلی رد و بدل شود. تفاوت زمان اذان به نسبت افق‌های شهرهای مختلف کشور چیزی نزدیک به یک ساعت است. با مسئولان سازمان صحبت شد و این‌طور تشخیص داده شد که وقتی به اذان می‌رسیم، ‌رسیدن وقت شرعی اذان را زیرنویس کنیم و گزارشگر چند دقیقه به احترام اذان سکوت کند.
در مورد اذان توانستید چنین تصمیمی بگیرید، اما معاونت سیاسی حاضر نشد اخبار را وسط فوتبال پخش نکند؟
در زمانی که من بودم هیچ وقت این اتفاق روی نداد. اخیرا در شبکه جام جام مسابقه پرسپولیس و استقلال قطع شده و اخبار پخش شده است. ما از اول باید به این فکر کنیم که بازی حذفی است و ممکن است به وقت اضافی کشیده شود. وقتی این موضوع اتفاق می‌افتد باید به این فکر کنیم که نمی‌شود مسابقه را قطع کرد. طبیعتا افرادی که مخاطب برنامه هستند ناراحت می‌شوند. این به نوعی نادیده گرفتن مخاطب هست. خصوصا ایرانی‌های خارج از کشور که پخش مسابقات در فوتبال ایران و دیگر کشور‌ها را با هم مقایسه می‌کنند. لیگ کشورهای دیگر را می‌بینند که پخش بازی به تاخیر نمی‌افتد و وقتی می‌بینند لیگ ایران به خاطر اخبار قطع می‌شود، تفاوت‌ها را احساس می‌کنند.
شما اولین بار کپی رایت بازی‌های خارجی را خریدید و پخش کردید. اما این بحث همیشه وجود دارد که ایران مسابقات فوتبال را از شبکه‌های دیگر می‌گیرد، بدون این‌که پولی به آن‌ها بدهد.
در مورد شرایط موجود نمی‌توانم صحبت کنم. در زمانی که ما لیگ‌های آلمان، ایتالیا، انگلیس و جام یوفا را گرفتیم، حق پخش همه مسابقات را پرداخت می‌کردیم.
هزینه‌هایش از کجا تامین می‌شد؟
صدا و سیما هزینه‌ها را پرداخت می‌کرد، ‌همچنین تلاش می‌کردیم، در مذاکرات تخفیف بگیریم. آن اوایل حق پخش مسابقات فوتبال خیلی زیاد نبود. رشد چشمگیر از سال ۲۰۰۲ به بعد اتفاق افتاد که حق پخش تلویزیونی خصوصا در مسابقات جام جهانی خیلی گران شد.
زمان شما این‌طوری نبود که چند تا آرم بیفتد روی آرم شبکه‌های خارجی؟
نه. ما همه مسابقات زنده را می‌خریدیم.
شما یک کاری کردید که فیفا نزدیک بود ایران را محروم کند. برای اولین بار پخش ماهواره‌ای ما راه افتاده بود و شما مسابقات را پخش می‌کردید و شبکه‌های عربی سیگنال ما را می‌گرفتند و مسابقات را رایگان پخش می‌کردند.
وقتی شروع به پخش مسابقات جام جهانی کردیم، کشورهای حاشیه خلیج فارس می‌توانستند امواج را دریافت کنند. اتحادیه‌های رادیو و تلویزیونی این مسابقات را از فیفا می‌خریدند. در آن مقطع شرکت‌ها گفتند ما حق پخش را به اتحادیه نمی‌دهیم و به کشور‌ها می‌دهیم. سال ۱۹۹۸ کل دنیا ۲۱۲ میلیون دلار برای جام جهانی هزینه کرد. ولی در جام جهانی ۲۰۰۲ بعضی از کشور‌ها می‌بایست ۲۰۰ میلیون دلار پرداخت می‌کردند. در آن مقطع دیگر با اتحادیه‌ها مذاکره نکردند. شبکه art حق پخش منطقه خاورمیانه را خرید و حتی عربستان که در جام جهانی شرکت داشت نتوانست مسابقات را بخرد. کویت هم نتوانست بخرد. به ما هم پیشنهاد می‌شد که ۱۰ میلیون دلار بدهید و غیر از این نمی‌شود. ما خیلی خونسرد بودیم و از آن به راحتی می‌گذشتیم. اگر آن موقع ۱۰ میلیون دلار می‌خریدیم الان باید خیلی گران‌تر می‌خریدیم. بعد که این‌طوری شد آمدند روی ۵ میلیون دلار. ترغیب می‌کردند که ۵ میلیون دلار بخریم. یک هفته به شروع مسابقات به دوبی رفتم و با مبلغی که خیلی پایین‌تر از پیشنهاد آن‌ها بود حق پخش را خریدیم. آن زمانی که سیگنال ما شبکه‌های عربی می‌گرفتند و پخش می‌کردند، روزنامه الحیات نوشته بود شبکه‌های عرب دنبال شبکه زنده ایرانی هستند. نمی‌دانستند این «زنده» که ما گوشه تصویر می‌زنیم،‌‌ همان مباشر خودشان است، نه اسم شبکه!
با توجه به آنکه امکان بستن شبکه برای دیگر کشور‌ها وجود نداشت، ‌در ‌‌نهایت بیشتر بازی‌ها به صورت زمینی از شبکه‌های یک و دو پخش شد.
عادل فردوسی‌پور برنامه‌اش چطور بود؟ خیلی جنجال داشت برای شما.
اشکالی ندارد یک برنامه جنجالی باشد. زمانی که تیم المپیک ایران موفق نشد صعود کند، ‌ درخواست شد که دلایل ناکامی تیم امید بررسی شود. هر شب یک برنامه انتقادی در خصوص عملکرد فدراسیون فوتبال داشتیم. آقای صفایی فراهان که رئیس فدراسیون بودند تماسی گرفت و گفت شما با فدراسیون مشکلی دارید؟ گفتیم نه. این امکان را هم دادیم که مسئولان فدراسیون از خودشان در برابر انتقادات دفاع کنند. برنامه انتقادی خوب است به شرط آنکه به طرف مقابل هم فرصت داده شود از خودش دفاع کند.
قبول دارید در رئیس شدن دادکان در فدراسیون فوتبال نقش داشتید؟
اگر این اتفاق افتاده باشد خوب است. ایشان در زمانی که رئیس فدراسیون بود ایران به جام جهانی رفت. اگر هم ما این کار را کرده باشیم خدا را شکر که روسفید هستیم.
پیش آمده بود که شما به خاطر برنامه فردوسی‌پور تا صبح نخوابیده باشید؟
برنامه همین است. نه. این اتفاق نیفتاد. یک بار فتح‌الله‌زاده با من تماس گرفت و من خواب بودم. گفت بچه‌ها سر تمرین رفته‌اند، اما فردوسی‌پور گفته که سر تمرین نرفته‌اند. من تماس گرفتم و گفتم به عادل بگویید که این اتفاق نیفتاده. عادل هم عذرخواهی کرد. اگر سعی کنیم در برنامه‌ها عدالت را رعایت کنیم شب را راحت می‌خوابیم.
عامل موفقیت عادل؟
سالم بودنش. اگر می‌خواست باج بگیرد و یا کارهای نادرست انجام دهد بین مردم طرفدار نداشت.
خیلی‌ها می‌گویند عادل یک رانت دارد که این همه تند می‌تواند برود.
هیچ رانتی وجود ندارد. عادل صداقت و صراحتش است که باعث موفقیتش است. چند وقت قبل او را دیدم و گفتم سیاست همیشگی را فراموش نکن. بحث را مطرح کن و اجازه بده طرفین در خصوص بحث اظهار نظر کنند و مردم نتیجه‌گیری کنند.
فکر می‌کردید روزی عادل بشود نماد اعتراض؟
نماد اعتراض؟ من اینطور فکر نمی‌کنم.
یا این‌که سوپاپ اطمینان برنامه‌های تلویزیون بشود؟
من فقط امیدوارم چنین برنامه‌ای در بخش‌های دیگر هم وجود داشته باشد.
در بحث‌های دیگر هم دنبال برنامه‌هایی مثل نود بودید؟
در بحث مستند سازی غیر ورزشی دنبال این بودیم ولی یک برنامه‌ای داشتیم که ادامه پیدا نکرد.
به ساختن این ساختار که یک نفر بیاید مسئولان را به پرسش بگیرد، فکر نکردید؟
این بحث هم مطرح بود.
چه چیزی باعث شد ادامه ندهید؟
در زمان ما فقط نود بود. آن برنامه‌ها تا زمانی که من بودم خیلی بحث شکل‌گیری آن‌ها نبود. به نوعی دایره طلایی هم می‌توانست این روند را در پیش بگیرد. ولی فکر می‌کردم که در حوزه اجتماعی و سایر حوزه‌ها وظیفه دیگر شبکه‌هاست.
یک مشکل هم بود که مجری نداشتیم برای این حوزه‌ها.
می‌توانستیم داشته باشیم.
دلیلش این نیست که در وزش خط قرمز‌ها جلو‌تر است؟
در سایر حوزه‌ها هیچ مشکلی وجود ندارد. می‌توانند بیایند این کار‌ها را بکنند. طرفین بنشینند صحبت کنند و نظر بدهند.
نتیجه‌اش می‌شود کوله پشتی که برنامه‌اش قطع شد.
ببینید، من فکر می‌کنم اگر در همه بخش‌ها به دنبال اصلاح و رفع مشکلات باشیم، سوژه‌هایی برای این برنامه‌ها ایجاد نمی‌شود. من می‌گویم اگر در برنامه عادل به درستی تامل می‌شد این نواقص در ورزش ما رفع شده بود و امروز فردوسی‌پور سوژه‌ای نداشت که به آن بپردازد. این مسئله نشان می‌دهد در همه این سال‌ها توجه لازم به مشکلات نشده است.
شبکه سه کی به سوددهی رسید؟
همان دو سه سال اولی که راه افتاد به سوددهی فراوان رسید. شبکه سه به تنهایی بخش قابل توجهی از درآمد صدا و سیما را به دست می‌آورد.
کدام برنامه‌ها در این سودآوری بیشتر تاثیر داشتند؟
سریال‌ها و طنز‌ها. بیشترین مخاطب را داشتیم با کمترین هزینه.
کارهایی که کرده‌اید، در کدام بخش‌ها بیشتر در ذهن خودتان مانده است؟
کلا از همه کار‌هایم لذت می‌برم. ما صبح و شب را با کارمان می‌گذراندیم. ولی از کارهای ورزشی بیشتر لذت می‌بردم. ورزش یک امکاناتی دارد که اگر از آن درست استفاده شود می‌تواند لذت‌بخش باشد. اصلا ورزش برای لذت بردن است. ما هستیم که با کار‌هایمان آن را سیاه می‌کنیم.
شما خیلی کار‌ها کردید. اما یک سری کار‌ها را انجام ندادید. مثلا پخش مستقیم ورزش بوکس و NBA.
مردم بوکس را دوست داشتند، ولی استنباط این بود که این ورزش با هدف زدن و انداختن طرف مقابل است و خشونت آن زیاد است.
اگر برگردید این ورزش را پخش می‌کنید؟
اگر تصمیم خودم باشد، بوکس را دیروقت، زمانی که نوجوانان خواب هستند پخش می‌کنم.
NBA چطور؟
در این مسابقات یک سری ملاحظاتی وجود دارد و پخش همه صحنه‌های بازی به صورت مستقیم امکان پذیر نیست.
کدام سریال‌هایتان را دوست دارید؟ پلیس جوان شروع خوبی داشت...
این کار باید کوتاه‌تر می‌شد.
پس از باران چطور؟
سریال قشنگی بود. سریال سفر سبز هم قشنگ بود. بدون شرح و زیر آسمان شهر هم برنامه‌های خوبی بودند.
برای سریال‌هایتان پیش آمد که بروید از مردم بپرسید خوب بوده یا نه؟
معمولا مرکز تحقیقات صدا و سیما این پرسش را انجام می‌دهد. ما خیلی دنبال این کار‌ها نبودیم و چنین وظیفه‌ای نداشتیم. بازتاب برنامه‌ها در جامعه به خوبی دیده می‌شد.
الان می‌گویند باید برویم سمت خصوصی‌سازی شبکه‌های تلویزیونی.
اینکه غیر قانونی است. دست اندرکاران کشور باید در مورد آن تصمیم بگیرند. اگر قانون اساسی اجازه دهد من هم موافق این هستم که شبکه‌های خصوصی هم راه بیافتند و با نظارت مسئولین ذیربط کار کنند. شبکه‌های تخصصی باید داشته باشیم در حوزه ورزش و مستند و سینما. به شرط این‌که مخاطب آن چیزی که می‌خواهد را ببیند البته با رعایت شرایط فرهنگی جامعه.


نوشته شده توسط یاسین قاسمی در 1390/10/20 و ساعت 10:45
ویرایش شده در - و ساعت -
لینک ثابت | نظرات

 زمان ! | گفته بزرگان ,

 

هم مرگ بر جهان شما نیز بگذرد 

 هم رونق زمان شما نیز بگذرد


وین بوِم محنت از پی آن تا کند خراب

  بر دولت آشیان شما نیز بگذرد


باد خزان نکبت ایّام ناگهان 

 برباغ و بوستان شمانیز بگذرد


آب اجل که هست گلوگیر خاص و عام 

 برحلق و بردهانِ شمانیز بگذرد


بادی که در زمانه بسی شمع ها بکُشت 

 هم بر چراغدان شما نیز بگذرد


زین کاروان سرای بسی کاروان گذشت

  ناچار کاروان شما نیز بگذرد


ای مُفتخر به طالعِ مسعود خویشتن 

 تاثیر اختران شما نیز بگذرد

 

پیل فنا که شاه بقا مات حُکم اوست 

 هم بر پیادگان شما نیز بگذرد

زمان گذراست و دو روزه زندگی دنیایی

 محدود کمی بیشتر به فکر هم باشیم .

 


نوشته شده توسط یاسین قاسمی در 1390/10/20 و ساعت 01:09
ویرایش شده در - و ساعت -
لینک ثابت | نظرات

 دختری که توسط شیاطین تسخیر شد!! (+عکس و فایل صوتی مراسم جن‌گیری) |

آنه لیز میشل، متولد سال 1952 و فوت شده در 1976. دختری که بسیار از افراد پذیرفتند که او توسط شیاطین تسخیر شده است!


ادامه مطلب ... ( ترسناك )


ادامه مطلبنوشته شده توسط یاسین قاسمی در 1390/10/20 و ساعت 00:45
ویرایش شده در - و ساعت -
لینک ثابت | نظرات

 تجاوز معلم خصوصی به شاگرد ۱۳ ساله | اخبار اینترنت ,

دادگاه دبی یک معلم چهل ساله را به اتهام تجاوزجنسی به یک کودک سیزده ساله محاکمه می کند.

 این دادگاه روز گذشته به ریاست قاضی "ماهر سلامه" جلسه محاکمه را تا ابتدای ماه آینده به تاخیر انداخت.

بنا به این گزارش، هنگامی که مدرس خصوصی زبان عربی در حال آموزش این کودک 13 ساله بود، مادر دانش آموز به وی خبر داد که جهت رفع خستگی قصد خوابیدن دارد.

معلم که خود را با دانش آموز خلوت دیده بود، به اجبار به دانش آموز مقطع راهنمایی تجاوز کرد.

در ادامه این گزارش آمده است که مادر دانش آموز زمانی که پس از چند دقیقه چرت زدن بیدار شده بود، متوجه این تجاوز شد، و پس از آنکه مدرس از خانه فرار کرده بود، پلیس را در جریان گذاشت.

 


نوشته شده توسط یاسین قاسمی در 1390/10/20 و ساعت 00:45
ویرایش شده در - و ساعت -
لینک ثابت | نظرات


-=-=- برای حمایت از سافتستان روی بنر های زیر تنها یك كلیك بكنید -=-=-


    حقوق این سایت محفوظ است و کپی از آن تنها با ذکر نام مجاز می باشد
All Rights Reserved 2005-2011 © http://www.ya30n.ir

 Resolution: 1024 * 768


    آدرس:زاهدان - صندوق پستی: 9815648619


منوی اصلی

موضوعات


اخبار اینترنت(1832)
زنگ تفریح(457)
متافیزیك(159)
داستان(207)
دعوتنامه جی میل(1)
اینترنت رایگان(4)
سینما(675)
ترفند یاهو(9)
ترفند(198)
کانال تلویزیون(8)
اینترنت مجانی(1)
اخبار ورزشی(453)
کد جاوا و قالب(25)
بازی(562)
موزیك مجاز(149)
فیلم مجاز(9)
آموزش(139)
کتاب آموزشی(118)
اکانت اینترنت(7)
مزاحم تلفنی(7)
هاست رایگان(3)
اینترنت نامحدود(2)
نرم افزار سیاه(88)
نرم افزار کاربردی(1317)
نرم افزار پرتابل(530)
نرم افزار آنتی ویروس(356)
نرم افزار طراحی لوگو(8)
نرم افزار فشرده ساز(45)
کلیپ و ملودی موبایل(360)
نرم افزار دوربین زنده(13)
آموزش ساخت وبلاگ(3)
نرم افزار رایت و کپی(93)
سیستم عامل ویندوز(89)
سیستم عامل لینوکس(12)
سیستم عامل ویستا(21)
نرم افزار جستجو(5)
نرم افزار تلویزیون و رادیو(37)
نرم افزار دسکتاپ(317)
نرم افزار صدا(132)
نرم افزار تصویر(296)
نرم افزار تلفن(5)
نرم افزار برنامه نویسی(7)
نرم افزار آفیس(28)
نرم افزار سرگرمی(37)
نرم افزار طراحی سایت(16)
نرم افزار مدریت دانلود(118)
نرم افزار گرافیک(367)
نرم افزار مسنجر(65)
نرم افزار مرورگر(52)
نرم افزار فتوشاپ(168)
نرم افزار اینترنت(99)
نرم افزار اتوکد(9)
نرم افزار ایمیل(20)
نرم افزار انیمیشن(50)
آموزش نرم افزار(24)
تماشای تلویزیون(6)
فروشگاه سایت(13)
قرعه کشی(7)
تبلیغات(3)
دامین رایگان(2)
نام و کد شهرهای ایران(1)
بازی پلی استیشن در رایانه(10)
ویژوال بیسیك(3)
هاست و دامین (3)
آشپزخانه سافتستان(101)
مشکل گشا(11)
نام های اصیل ایرانی(1)
دنیای اتومبیل(144)
آموزش رانندگی(21)
بیوگرافی (51)
سیر و سیاحت(18)
ابزار دی وی دی(44)
زیرنویس فیلم(2)
ابزار وب مستر(78)
پرسش و پاسخ(15)
کار و تجارت(60)
راهنمای خودرو(51)
ارسال اس ام اس(3)
جواب مسابقات(308)
گیاه شناسی(35)
سیدی مجانی(2)
گالری عكس(356)
متن قرآن کریم(114)
حمایت از سایت(1)
مقالات سایت (51)
سافتستان در رسانه ها(16)
فناوری اطلاعات و ارتباطات(19)
آموزش زبان انگلیسی(24)
آموزش اچ تی ام ال(41)
پزشکی و سلامت(516)
طالع بینی مصری(12)
طالع بینی و فال(53)
زاهدان(22)
روانشناسی و زناشویی(314)
جن و روح(25)
گفته بزرگان(143)
اس ام اس و عاشقانه(468)
اخبار سایت (45)
مدیر سایت(17)



آرشیو


بهمن 1390 (109)
دی 1390 (429)
آذر 1390 (391)
آبان 1390 (339)
مهر 1390 (461)
شهریور 1390 (244)
مرداد 1390 (272)
تیر 1390 (425)
خرداد 1390 (228)
اردیبهشت 1390 (171)
فروردین 1390 (111)
اسفند 1389 (168)
بهمن 1389 (269)
دی 1389 (153)
آذر 1389 (81)
آبان 1389 (115)
مهر 1389 (107)
شهریور 1389 (97)
مرداد 1389 (66)
تیر 1389 (31)
خرداد 1389 (34)
اردیبهشت 1389 (81)
فروردین 1389 (35)
اسفند 1388 (38)
بهمن 1388 (36)
دی 1388 (85)
آذر 1388 (31)
آبان 1388 (39)
مهر 1388 (31)
شهریور 1388 (98)
مرداد 1388 (93)
تیر 1388 (345)
خرداد 1388 (394)
اردیبهشت 1388 (284)
فروردین 1388 (545)
اسفند 1387 (656)
بهمن 1387 (340)
دی 1387 (424)
آذر 1387 (364)
آبان 1387 (356)
مهر 1387 (258)
شهریور 1387 (414)
مرداد 1387 (248)
تیر 1387 (265)
خرداد 1387 (46)
اردیبهشت 1387 (126)
فروردین 1387 (251)
اسفند 1386 (62)
بهمن 1386 (60)
دی 1386 (72)
آذر 1386 (93)
آبان 1386 (101)
مهر 1386 (90)
شهریور 1386 (92)
مرداد 1386 (387)
تیر 1386 (169)
خرداد 1386 (428)
اردیبهشت 1386 (178)
فروردین 1386 (83)
اسفند 1385 (97)



لینکستان

لینکدونی


فروش فوق العاده كوله پشتی های آمریكایی آغاز شد - قیمتی باور نكردنی
فروش تعداد محدودی پالتوی آلمانی ، كت گرم و چكمه های جذاب زنانه و مردانه
بهترین و زیباترین هدیه روز زن و روز مادر - محصولاتی باور نكردنی
كسب در آمد راحت و آسوده ... با ضمانت ما میلیونر شوید
فروش پستی زیور آلات و بدلیجات و جواهر آلات
سافتستان 6 ساله شد !
کابوس "هارپ" در ایران تعبیر خواهد شد؟
سافتستان پنج ساله شد
مجموعه كارتونی اگی و سوسكها _ پت و مت _ پلنگ صورتی _ ارزان تر از همه جا
مقاله جن شناسی و ارتباط با جنیان
یادم باشد با صدای یاسین قاسمی داغ داغ داغ
بغض
سایت دوستیابی و همسریابی دلبر
خداحافظی یاسین قاسمی + مناجات + داستان زیبا
بیماران قلبی حتما بخونند...خیلی مهم
فروش مجموعه كتاب های الكترونیكی كامپیوتر فوق العاده كم نظیر
منو شكستن... تكست زیبا از یاسین
سافتستان سه ساله شد...بدو بیا تو جشن و شادی
تماشای بیش از ۲۰۰ دوربین مخفی و زنده در کشورهای مختلف از جمله ایران و اسرائیل
نرم افزار دعاهای ماه مبارک رمضان هدیه سافتستان به تمام مسلمانان
خدمتی دیگر برای کاربران سایت...تشکر از خانوم هما روستا بازیگر معروف سینما
ابزار پخش زنده رادیو و تلویزیون های اینترنتی ایران 15 كیلوبایت!!!
ترفند جدید: پخش بوق اشغال برای مخاطبین سونی اریكسون
آموزش زبان انگلیسی...اگه میخوای انگلیسی یاد بگیری بیا اینجا رایگان رایگان
معرفی نرم افزار سافتستان توسط سایت آمریكایی...افتخاری دیگر برای سافتستان
پولدار شدن واقعی...صد در صد تضمینی و مطمئن کلیک کن دیگه...میلیونر شوید
انتقاد از كانال هامون سیستان و بلوچستان...بسیار مهم
ده میلیون ایمیل تبلیغاتی مخصوص وب مستر ها و فروشندگان و...
Softestan Farsi Game یه بازی ماشینی تقدیم به ایرانی های عزیز از طرف سافتستان
Softestan Portable Collection هدیه سافتستان به تمام کاربران اینترنت
علوم غریبه-متافیزیک-ارواح-ماوراطبیعه-جن
آتش سوزی بزرگ در زیباشهر زاهدان داغ داغ داغ
ترسناک ترین مستند جهان احضار روح و جن
مستند تکان دهنده فقر و فحشا
هم اکنون نیازمند یاری سبزتان هستیم...حامی سایت شوید
طالع بینی مصری...طالع بینی و تحلیل شخصیت بر اساس ماه تولد و دهه
سال ۱۳۸۷ بر تمام شما خوبان مبارک باد
سافتستان در پیام نمای شبکه سوم سیمای جمهوری اسلامی ایران!!!
اسکریپت های زیبا
برای شفای همه بیماران دعا كنیم
سافتستان دو ساله شد!!!
یاسین قاسمی مدیریت سافتستان دانشجو میشود!!! رشته مهندسی کشاورزی
طعم واقعی تجارت الکترونیکی با عضویت رایگان در این سایت
جواب سوالات سایت بزرگ تبیان فقط در این قسمت
آموزش فتوشاپ از مقدماتی تا پیشرفته
دیدن شماره تلفن اشخاص هنگام چت کردن...جدید
عضویت در لاوستان مساوی است با برنده شدن یک جایزه نفیس
مطالب سایت سافتستان در روزنامه ابرار اقتصادی
لیست ده هزار ایمیل ایرانی فقط با ۵۰۰ تومان هات هات هات
زیرنویس فارسی سریال محبوب جواهری در قصر بصورت کاملا رایگان
Links Archive


مطالب گذشته سایت

طوفانی که دختر 25 ساله در اینترنت به پا کرد + عکس
قهوه تلخ چرا یخ کرد؟
ممنوع شدن نوع خاصی از حجاب زن در هلند + عکس
زمان برداشت یارانه بهمن ماه اعلام شد
8 روش برای متوقف کردن دعوای بچه‌ها
پرسپولیس نتیجه بازی باخته را برگرداند (کاریکاتور)
اولین دوقلو های سفید و سیاه + عکس
بازتاب پیروزی پرسپولیس در رسانه های ترکیه
ستاره دربی 74(عکس)
عجیب ترین مرد دنیا + عکس
بوسیدن فاطمه معتمد آریا توسط مجری مرد + عکس
زمان واریز یارانه نقدی بهمن ماه اعلام شد
تصویری که تکرار نمی شود
سنت​ های خطرناک برخی کشورها + تصاویر
چرا باید ویتامین بخوریم؟ + عکس
تصاویر متفاوت از نیلوفر امینی فر
از خنده‌ دارترین بیماری دنیا تا پنج گنج گمشده جهان
عکس/ ژست بهنوش طباطبایی و لعیا زنگه
پخش فیلم غیراخلاقی در هواپیمای ایرانی!
ترانه علیدوستی: همسرم هم سن خودم است و دانشجو بوده!
چطور سیاهی دور چشمم را برطرف کنم؟
قیمت روز ماشینهای داخلی در ۷ بهمن ۹۰
رفتار غیر اخلاقی یک فوتبالیست در مشهد
زن میلیاردری که اصلا سواد ندارد + عکس
عکس / چهره کتک خورده نیوشا ضیغمی
ناجیه غلامی مجری شبکه تلویزیونی مسیحی شد + عکس
خواهر زشت رونالدو از عکس نیمه برهنه اش دفاع کرد + عکس
ظهور امام زمان دورغین + عکس
شب گذشته خطر از کنار زمین گذشت
ناتوانی جنسی در مردان؛ علل و درمان آن


Copyright © 2005-2011 by Yasin Ghasemi. All rights reserved